مخالفان رسول خدا بود . و چون آيات قرآن براى او خوانده شد ، گفت : مطلب تازهاى نيست ؛ همان افسانهها و مطالب گذشتگان است . خداوند به قاطعيّت مىگويد : ما بر خرطومش يعنى بر روى دماغش داغى مىگذاريم كه از بين نرود .
اين مرد در جنگ بدر كه در مدينه واقع شد ، و در سال دوّم از هجرت بود ، با مشركين به جنگ پيغمبر آمد ، و شمشيرى از مسلمين بر روى بينىاش خورد كه تا آخر عمرش اثرش باقى بود . « 1 » اين آيه در سورهء ن و القلم است كه در به دو بعثت نازل شده است و تا غزوهء بدر ، چهارده ، پانزده سال طول كشيده است . وليد بن مغيره يكى از آن دو مرد عظيمى است كه مشركين مىگفتند : چرا قرآن بر يكى از اين دو مرد ( وليد بن مغيره و عروة بن مسعود ثقفىّ ) كه اوّلى در مكّه و دوّمى در طائف بود ، فرودنيامد ؟
او همان كسى است كه وصفش در سورهء المدّثّر كه آن هم در اوائل بعثت رسول الله در مكّه نازل شده است ، آمده است . كه چون رسول خدا را نزد او بردند ، و آن حضرت آيات را قرائت فرمود ، گفت : سه روز به من مهلت دهيد ، تا پاسخ را بگويم . پس از سه روز گفت :
إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ .
« 2 » « قرآن نيست مگر سحر و جادوئى برگزيده و انتخابشده ( كه حائز اثر
هامش
( 1 ) - ورود اين آيات را دربارهء كشته شدن وليد بن مغيرهء مخزومى و شركت او در جنگ بدر ، تفاسير : « صافى » ، « كشّاف » ، « بيان السّعادة » و « الميزان » ذكر كردهاند ؛ و « مجمع البيان » بعنوان قيل آورده . امّا اين اثير جزرى در « الكامل فى التّاريخ » ج 2 ، طبع اوّل منيريّهء مصر ، ص 48 ذكر كرده است كه او چند ماه بعد از هجرت مرده است . و نيز ابن هشام در « سيره » طبع مصر ، ص 277 و 278 ؛ و ابن إسحاق در « سيره » ص 273 ؛ و بيهقى در « دلائل النّبوّة » ج 2 ، ص 85 و 86 روايتى را ذكر كردهاند كه دلالت بر مرگ او قبل از هجرت دارد .
( 2 ) - ذيل آيه 24 ، از سورهء 74 : المدّثّر