« و ما در كتاب ، حكم قطعى حتمى صادر نموده ، و به بنى إسرائيل ابلاغ نموديم كه : هرآينه شما دو بار در روى زمين فساد مىكنيد ! و هرآينه استكبار و بلندمنشى بزرگ مىنمائيد ! پس چون نوبت وعدهء اوّل در رسيد ، ما بندگانى را از خودمان عليه شما برانگيختيم كه داراى شدّت و بأس و سختى بسيار بودند .
و آنان در گوشهها و زواياى شهرتان وارد شده ، و تفحّص و تجسّس به كار بستند ، و اين وعدهء شدنى خداوند بود .
سپس ما نوبت دولت و حكمرانى را به شما عليه ايشان داديم . و با اموال و پسران ، شما را امداد نموديم . و نفرات و افراد شما را بيشتر نموديم . اگر نيكى كنيد ، براى خودتان نيكى كردهايد ! و اگر بدى كنيد ، براى خودتان بدى كردهايد ! امّا چون نوبت وعدهء دوّم در رسيد ، آن بندگان را برانگيختيم تا چهرهها و سيماهايتان را با بدى و زشتى مقهور و منكوب كنند . و در بيت المقدس وارد شوند به همان گونه كه در وهلهء اوّل داخل شده بودند . و آن سركشى و استكبارتان را ريشه كن كنند ، و از بيخ و بن برآرند و تباه سازند ! اميد است كه پروردگارتان شما را تحت افاضهء رحمت خود در آورد ! و اگر شما بازگشت كنيد ، ما هم بازگشت مىكنيم ! و ما جهنّم را مكان محيط و حاصر و در بردارنده و دربرگيرندهء كافران قرار دادهايم ! » از اين آيات به خوبى ظاهر است كه عزّت و شوكت آنها بعد از واقعهء اوّل ، بواسطهء توبه و انابه و احسان بوده است . و امّا چون باز خود را دچار عصيان و تمرّد كردند ، فلهذا واقعهء دوّم جزاء لأعمالهم به وقوع پيوست . و در ضمير عليهم در الكرّة عليهم ، و نيز در ليسئوا وجوهكم و ليدخلوا المسجد كما دخلوه ، گرچه ظاهرا به همان كسان سابق برمىگردد كه با آنها كارزار كردند و بيت را خراب نمودند ؛ امّا بقرينهء آنكه براى بار ديگر بختنصّر يا بابليان بدانجا حملهء ريشهكنكننده ننمودند ، استفاده مىشود كه : ضمير به مطلق دشمنان و
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 301
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٠١