و ليكن اين وعدهء به روى كار آمدن پادشاه و تأسيس دولت مستقلّه نيست ؛ و يهود بى خود در سر خود خيال خام مىپرورانند . و آيه وافى هدايهء :
وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ .
« 1 » « ذلّت و مسكنت بر آنها زده شد ؛ و با خشم خدا بازگشتند . زيرا آنان به آيات خدا كفر ورزيده ، و پيامبران را بدون حقّ و مجوّز مىكشتند . اين نقمت و پاداش به سبب گناهى است كه مىنمودهاند ؛ و به سبب اعتداء و تجاوزى است كه مىكردهاند . » حال و وضع و كيفيّت امرشان را تا روز قيامت روشن ساخته است .
يهود هيچ گريز و گزيرى ندارند جز قبول اسلام ، و دخول در دين حنيف محمّدى ، و ولايت علوى ، و تقبّل قرآن عظيم . همانطوركه حضرت موسى على نبيّنا و آله و عليه السّلام بدان خبر داده است . و در عهدين تورات و انجيل ، از بشارات بر مقدم مباركش بسيار است .
[ كتاب « منقول رضائى » تأليف نفيس يك عالم يهودى جديد الإسلام است ]
چنان كه عالم كامل و خبير بصير مطّلع يهودى مذهب كه از اعاظم علماى ايشان در طهران بود ، در سنهء 1238 هجريّهء قمريّه كه معاصر حضرت آية الله العظمى حاج ملّا أحمد نراقى رضوان الله عليه ، و معاصر فتحعلى شاه قاجار بود ، به شرف دين مقدّس اسلام نائل شد ، و نام خود را ميرزا محمّد رضا نهاد .
و اين سه بيت را خودش سروده است :
از منزل عدم به وجود آشنا شدم * بر امّت كليم خدا پيشوا شدم در مصحف كليم و در احكام انبياء * ديدم محمّد است محمّد رضا شدم رفتم ازين جهان به در دوست شادمان * از بهر آنكه طالب دين خدا شدم
هامش
( 1 ) ذيل آيه 61 ، از سورهء 2 : البقرة