ملك به دانيال گفت : راستى خداى شما خداى خدايان ، و خداوند ملوك و كشفكنندهء رازهاست ؛ چونكه به كشف نمودن اين راز قادر شدى ! . . . » آية الله شعرانى گويد : « ما خبر خواب را اندكى مختصر كرديم . و چنان كه معلوم است ، دولت اوّل دولت بختنصّر و پادشاهان بابل است ؛ و دولت دوّم دولت هخامنشيان ؛ و دولت سوّم دولت إسكندر ؛ و دولت چهارم كه بر دو بخش شد ، نيمى ايران است كه از آهن بود ، و نيمى دولت روم كه گل بود .
و آن سنگ كه اين مجسّمه را شكست و همهء روى زمين را گرفت دولت اسلام است . و آن دولتها هريك خداى خاصّ داشتند ، و هريك روى كار آمد خداى خود را معبود مردم ساخت ؛ امّا دولت اسلام همهء خدايان را شكست ، و يك خدا براى همه ، و يك دين براى همه آورد . و انبياء هر چه مىبينند ، آميخته به جهت دينى مىبينند . » « 1 »
[ گفتار « قاموس كتاب مقدّس » دربارهء نوشتن عزرا تورات را ]
در « قاموس كتاب مقدّس » گويد : « عزرا ( لفظ عزرا بمعنى كمك و امداد است ) : او كاهن و هادى معروف عبرانيان ، و كاتب ماهر شريعت ، و هم شخصى عالم و قادر و امين بود . و چنان مىنمايد كه در بارگاه سلطان ايران درجه و اعتبار تامّى داشته ؛ و در مدّت هشتاد سالى كه در حكايت او مذكور است ، اكثرى از زمان سلطنت كورس ( كيخسرو ) ، و نيز تمامى سلطنت كمبايسيس و اسمرديس ( يعنى لهراسب ) ، و هم سلطنت داريوس هستاسپيس ( يعنى گشتاسب ) ، و هم سلطنت زركسيس ( يعنى اسفنديار ) و نيز هشت سال از سلطنت ارتك زركسيس لانگى مىنس يعنى اردشير دراز دست سپرى شد .
عزرا از اين پادشاه آخرين نوشتجات و فرامين و نقود ، و هر امداد و اعانتى كه لازم بود يافته ، به سركردگى و پيشوائى جماعت بزرگى از اسيران
هامش
( 1 ) « راه سعادت » طبع اوّل ، ص 179 و 180