و بنابراين جريان ، بعد از تدبّر در اين واقعه ، مشهود است كه : تورات دائر امروز مقطوع السّند است ؛ و به هيچ واسطه به حضرت موسى عليه السّلام متّصل نيست ، مگر بواسطهء يك نفر ( كه عزراست ) كه ما اوّلا : او را نمىشناسيم . و ثانيا :
كيفيّت اطّلاعش را بر تورات نمىدانيم . و ثالثا : به مقدار امانت او واقف نيستيم .
و رابعا : معرفت بر مأخذ و مصدر جمعآورى او از اسفار تورات نداريم . و خامسا : نمىدانيم از روى كدام مستند صحيح ، اغلاط واقعه و يا دائرهء تورات را تصحيح نموده است ؟ ! « 1 » و اين واقعهء مشئوم به دنبال خود ، اثر مشئوم ديگرى را آورد ؛ و آن اينكه عدّهاى مورّخين اهل بحث از غربيها وجود اصل موسى و آثارش را انكار كردند و گفتند : موسى يك شخص خيالى است كه واقعيّت خارجى ندارد . و نظير آن را نيز دربارهء عيسى بن مريم عليهم السّلام گفتند . امّا اين مطلب براى يك مسلمان قابل قبول نيست . زيرا قرآن شريف به وجود آن پيامبر عليه السّلام تصريح كرده ،
هامش
- هاكس آمريكائى همدانى و بعضى از مأخذ ديگر گرفته شده است . »
( 1 ) - أحمد أمين مصرى در كتاب « يوم الإسلام » ص 157 گويد : « و حتّى مخالفين از مسيحيّين با اسلام ، شبهات كثيرى بر اسلام بر ايشان روى داده است . از جمله آنكه از جهتى ميان قرآن و تورات اختلاف است ؛ و از جهت ديگر ، قرآن دربارهء آنچه در تورات آمده است ، كمتر دارد . جواب از مسألهء اوّل آنست كه : مسلمين معتقدند كه در تورات تحريف پديد آمده است . و اين مطلب را اهل بحث و تحقيق از علماء در كتاب مقدّس تأييد نمودهاند . بنابراين اگر ميان اين دو كتاب اختلافى باشد ، نبايد صحيح را تورات و خطا را در قرآن دانست ؛ بلكه به عكس است . و امّا مسألهء دوّم : تورات متعرّض بسيارى از مسائل شده است كه آنها فقط جنبهء تاريخى محض را دارد ؛ درحالىكه قرآن فقط متعرّض مسائلى مىگردد كه جنبهء وعظ و اندرز و اعتبار دارد . در نظر قرآن اين مهمّ نيست كه پيغمبر چند سال عمر كرده است ، و نظائر اين . و بنابراين ، اسلوب قرآن دلنشينتر و جالبتر است ، چرا كه كتاب دين است نه كتاب تاريخ . »