[ جمعآورى قرآن مجيد در يك مصحف ، پس از رحلت رسول اكرم ]
و أيضا دربارهء جمعآورى قرآن مجيد در يك مصحف ( پس از رحلت ) فرمودهاند :
« پس از رحلت پيغمبر اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم علىّ عليه السّلام كه به نصّ قطعى و تصديق پيغمبر اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم از همهء مردم به قرآن مجيد آشناتر بود ، در خانهء خود به انزوا پرداخته ، قرآن مجيد را به
هامش
- دست مىرود و فراموش مىگردد . ) اگر ما به اين اخبار عمل كنيم براى ما روشن مىشود كه :
اصحاب رسول خدا به تنهائى در آن زمان ، حاملان قرآن بودهاند ؛ بهطورىكه اگر مىمردند و يا كشته مىشدند ، قرآن ضايع و فراموش مىگشت . و در آنجا مصدر ديگرى براى قرآن نبود تا آن را در طول زمانهاى مداوم و مستمرّ حفظ كند ؛ چرا كه صحابه فقط مادّهء قرآن و كاتبان آن بودهاند .
و در عين حال مىبينيم كه قبل از اين در أخبار مورد وثوق كه عقل آن را مىپسندد و علم آن را تأييد مىكند ، ذكر نمودهاند كه : رسول اكرم صلّى الله عليه و آله عادتش اين بود كه دستور مىداد به مجرّد آنكه از قرآن چيزى به او وحى مىشد ، در همان وقت آن را بر روى جريدههاى خرما و صفحات الواح سنگى و پارههاى چرمى و غيرها مىنوشتند . و بدين منظور رسول خدا كاتبانى را براى خود اتّخاذ فرموده بود كه اسماء آنها در تاريخ ضبط و ثبت است . پس اين نسخهاى كه احدى در آن شكّ ندارد و انسانى در وجود آن نمىتواند ترديد داشته باشد ، چه شد و كجا رفت ؟ زيرا اين نسخه بود كه خداوند قرآن كريم را بدان حفظ فرمود در كلام خود كه مىگويد :إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ ؛و در كلام خود :إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ .اين تنها نسخهء فريده و وحيدهاى بود كه صورت صحيحهء قرآن را متحمّل بود . نسخهاى كه إلى الأبد تا زمان باقى است ، باقى مىماند و از بين نمىرود . اگر اين نسخه به دست ايشان مىافتاد ، آنان را از آنچه در راه عملشان از تعب و سختى يافتند بىنياز مىكرد ، و آن يگانه مرجع اوّل براى قرآن در هر عصر و در هر شهرى قرار مىگرفت . آن قرآنى بود كه بر عثمان واجب و حتم مىشد كه مصاحف خود را قبل از آنكه به شهرها ارسال دارد و پخش نمايد بر آن ارجاع دهد و تطبيق نمايد . »