ماسينيون نبايد آموخت . آن قرآن شيطانى است كه بر انسان مىخواند و مىدمد ، و انسان را در ته درّهء عميق سقوط مىدهد .
[ خطبهء « نهج البلاغة » در عظمت قرآن ]
گوش به خطبهء جانگشا و دلفزاى أمير المؤمنين علىّ بن أبى طالب فرادهيد تا او بر شما قرائت كند :
و إنّ الله سبحانه لم يعظ أحدا به مثل هذا القرءان . فإنّه حبل الله المتين و سببه الأمين ، و فيه ربيع القلب و ينابيع العلم . و ما للقلب جلاء غيره مع أنّه قد ذهب المتذكّرون و بقى النّاسون و المتناسون .
فإذا رأيتم خيرا فأعينوا عليه . و إذا رأيتم شرّا فاذهبوا عنه . فإنّ رسول الله صلّى الله عليه . و آله كان يقول : يا ابن ءادم ! اعمل الخير و دع الشّرّ ؛ فإذا أنت جواد قاصد . « 1 » « و خداوند سبحانه هيچكس را موعظهاى مانند موعظهء با اين قرآن ننموده است . زيرا كه تحقيقا قرآن ريسمان محكم و استوار خداست ، و واسطه و سبب امين بين او و بندگان اوست . در قرآن بهار طراوت و زندگى قلب است ، و چشمههاى علم و دانش است . براى جلا دادن دل چيزى غير از قرآن وجود ندارد . با اينكه معالأسف به ياد دارندگان قرآن همه از بين رفتند . و اينان كه باقى مانده ، يا قرآن را به فراموشى سپردهاند و يا اينكه عمدا خود را به فراموشى زدهاند .
پس اى مردم ! اگر خيرى را ديديد براى برپاداشتن آن كمك كنيد ! و اگر شرّى را مشاهده نموديد از آن بگريزيد ! زيرا عادت رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم اينطور بود كه مىفرمود :
هامش
( 1 ) - « نهج البلاغة » خطبهء 174 ؛ و از طبع مصر با تعليقهء شيخ محمّد عبده : ج 1 ، ص 330