تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
چگونه آن را قياس توان كرد با قول خداى تعالى كه فرمود :
وَ النَّجْمِ إِذا هَوى * ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى * وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى .
« 1 » و دو سخن را در بلاغت بايد سنجيد كه يك مرام را بيان كند ، يكى به از ديگرى ؛ نه دو مرام مختلف . » « 2 » قرآن را از زبان فلان فرنگى نبايد گرفت ؛ از زبان گورويچ يهودىّ و
هامش
- درس داده‌ام . بعضى از حكايات آن در باب ضعف و پيرى و در باب عشق و جوانى بقدرى شرمگين است كه ما از تدريس آن مقدار صرف نظر كرديم ، و از آنجا ردّ مىشديم . و اين اطفال معصوم ما متحيّر بودند كه چرا آنجاها را نمىخوانيم ؟ امّا « ديوان حافظ » سراسر عشق است و تجلّى و شهود و عرفان ، و رموز مختلفهء راه سلوك إلى الله . همه‌اش درس است و دستور العمل در لباس شعر و تشبيه و تمثيل ، و بيان معارف عاليه در لباس مجاز از باب تشبيه معقول به محسوس . جزاه الله عن السّالكين إلى الله خير جزاء المحسنين ، و عن المشتاقين إلى لقائه و الفناء فى حرمه خير جزاء المعلّمين . مرحوم آية الله حاج ميرزا على آقاى قاضى رضوان الله عليه ، استاد آية الحقّ و العرفان آقاى حاج سيّد محمّد حسين علّامهء طباطبائى قدّس الله نفسه القدسيّة مىفرموده است : در اشعار سعدى بوئى از عرفان به مشام نمىرسد . و همهء آنها ممّا لم يذكر اسم الله عليه است ؛ بجز يكى دو سه غزل و قصيده ؛ و از جملهء آنهاست اين ابيات : به جهان خرّم از آنم كه جهان خرّم ازوست * عاشقم بر همه عالم كه همه عالم ازوست زخم خونينم اگر به نشود به باشد * خنك آن زخم كه هر لحظه مرا مرهم ازوست ( 1 ) - آيات 1 تا 3 ، از سورهء 53 : النّجم . « سوگند به ستاره كه به پائين مىگرايد و فرومىريزد ، كه مصاحب شما ( پيامبر ) گمراه نشده و در بيراهه نرفته است ؛ و از روى هوى و خواست خود زبان نمىگشايد . » ( 2 ) « راه سعادت » آية الله شعرانى رحمة الله عليه ، طبع اوّل ، ص 196 و 197
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 186 | السيد محمد حسين الطهراني