تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
« تحقيقا و محقّقا علىّ بن أبى طالب با قرآن است ، و قرآن با علىّ بن أبى طالب است ؛ و اين دو تا يعنى علىّ و قرآن از يكديگر جدا نمىشوند تا زمانى كه بر حوض كوثر بر من وارد شوند . » و بنا بر آنچه گفته شد ، معانى اخبارى كه دلالت دارند كه تمام قرآن دربارهء آنها و اعدائشان ، و فرائض و سنن وارد شده است واضح مىگردد . همچنان‌كه از « تفسير عيّاشى » و « كافى » با إسناد خود از أصبغ بن نباتة نقل است كه گفت : از حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام شنيدم كه مىگفت : نزل القرءان أثلاثا : ثلث فينا و فى عدوّنا ، و ثلث سنن و أمثال ، و ثلث فرائض و أحكام . « 1 » « قرآن بر سه بخش نازل شده است : يك بخش از آن دربارهء ما و دربارهء دشمن ماست ، و يك بخش ديگر در سنّت‌ها و مثالهاست ، و بخش سوّم در واجبات و احكام است . » كه منظور تأويلات قرآن است كه دربارهء آن حضرات مقدّسهء أهل البيت و دشمنان اهل بيت كه در حقيقت دشمنان حقّ و دشمنان ايمان و اسلام مىباشند ، نازل شده است . و اين معنى حتما از طريق تأويل ، و پى بردن به حقائق قرآن ، و بازگشت ظواهر به آن بواطن بدست مىآيد .
هامش
( 1 ) تفسير « صافى » ج 1 ، ص 14 ، مقدّمهء سوّم ، به نقل از « كافى » و « تفسير عيّاشى » ؛ و در « ينابيع المودّة » طبع اسلامبول ، ص 126 گويد : « در كتاب « مناقب » از أصبغ بن نباته از أمير المؤمنين عليه السّلام وارد است كه گفت : نزل القرءان على أربعة أرباع : ربع فينا ، و ربع فى عدوّنا ، و ربع سنن و أمثال ، و ربع فرائض و أحكام ؛ و لنا كرائم القرءان . » و اين روايت اخير را فيض در مقدّمهء سوّم تفسير « صافى » طبع گراورى ، ج 1 ، ص 14 ، از عيّاشى ذكر كرده است .