رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم امر فرمود كه به قرآن و آل محمّد اقتدا شود ، و اين امر آنجا بود كه در آخرين خطبهاى كه ايراد فرمود گفت : من در ميان شما دو متاع نفيس و گرانقدر را باقى مىگذارم : يكى متاع گرانقدر بزرگتر ، و ديگرى متاع گرانقدر كوچكتر .
امّا متاع بزرگتر كتاب خداست ؛ و امّا متاع كوچكتر عترت من : اهل بيت من است . بنابراين بر شما حتم و لازم است كه مقام و شخصيّت و نبوّت و ولايت و حقيقت و اثر مرا در آن دو حفظ كنيد ( كه وجود من پس از من ، در آن دو تا متجلّى است ) و شما تا هنگامى كه به آنها تمسّك جستهايد ، ابدا گمراه نمىشويد . » و اين واقعيّت به جهت آنست كه ائمّهء اطهار سلام الله عليهم أجمعين ، علم بر حقائق قرآن دارند ؛ و نفس شريفشان ، در عوالم ذات و صفات و اسماء ، و كيفيّت نزول ملائكه ، و تقديرات و تدبيرات در عوالم كثرت بدست آنها ، راه داشته و متحقّق به آن معانى شدهاند .
بنابراين ، آنان حقيقت قرآنند . همچنانكه در كتاب « امالى » شيخ طوسى از امّ سلمة حديث مىكند كه گفت : از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم شنيدم كه مىگفت :
إنّ عليّا مع القرءان ، و القرءان مع علىّ ؛ لا يفترقان حتّى يردا علىّ الحوض . « 1 »
هامش
( 1 ) « سفينة البحار » ج 2 ، ص 414 ؛ و در پاورقى ص 116 ، از كتاب « شيعه در اسلام » علّامه طباطبائى قدّس سرّه ، پس از نقل اين حديث گويد :
« اين روايت با 15 طريق از عامّه ، و 11 طريق از خاصّه نقل شده است ، و امّ سلمة و ابن عبّاس و أبو بكر و عائشة ، و علىّ عليه السّلام و أبو سعيد خدرى ، و أبو ليلى و أبو أيّوب انصارى از راويان آن هستند . ( « غاية المرام » بحرانى ، ص 539 و 540 ) »