تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
را بسيار ، و با حالت حزن ، با صداى خوش مىخواندند . و ثانيا نظير همين پاسخگوئىها و مكالمات با حضرت حقّ جلّ سبحانه ، و نظير همين سجده‌ها در اعلا درجات روحى از آنها مشاهده مىشد ؛ و خدا مىداند كه در درون خود چه ربط و رابطه‌اى با خدا داشته‌اند . اينها بودند كه با اين ايمان و ايقان و سرمايه‌هاى درونى و عزّت نفس و جهاد و مجاهدهء در راه خدا ، علم اسلام را برافراشتند . حقيقة انسان نمىتواند به عمق مطلب برسد ، و عظمت و ابّهت اين نفوس زكيّهء مرضيّهء تلاوت‌كننده و حامل قرآن را چنان كه بايد تصوّر كند . داستان عمّار ياسر كه حامل قرآن بود ؛ پير مرد نود و چهارساله را شنيديم كه چگونه عاشق‌وار همچو پروانه بر گرد شمع جمال أمير المؤمنين عليه السّلام دور مىزند ، و در معركهء خونين صفّين پيكرش در اثر شمشير دشمن حقّ ، به روى زمين مىافتد .

[ داستان گفتار سيّد الشّهداء به حبيب بن مظاهر : للّه درّك يا حبيب ! ]

حبيب بن مظاهر اسدىّ كوفىّ : پير مرد فرتوت قارى قرآن ، فقيه اهل بيت بود ؛ چون در راه اعلاء قرآن در معركهء كربلا پيكرش بر روى زمين افتاد ، حضرت امام حسين عليه السّلام فرمود : للّه درّك يا حبيب ! تو همان بودى كه در هر شب يك ختم قرآن مىنمودى ! « 1 » بدون شكّ اينان بعضى از مراتب عاليهء قرآن را واجد بوده‌اند و حقائقش را مسّ نموده بودند . حضرت سيّد الشّهداء : حسين عليه السّلام فرموده‌اند : كتاب الله عزّ و جلّ على أربعة أشياء : على العبارة و الإشارة و اللطائف و الحقائق ؛
هامش
( 1 ) « منتهى الآمال » ج 1 ، ص 263