دارد ! » فقال رسول الله صلّى الله عليه و آله [ و سلّم ] : هذا عبد نوّر الله قلبه بالإيمان . ثمّ قال له : الزم ما أنت عليه ! « رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم گفت : اين بندهاى است كه خدا دل او را به نور ايمان روشن گردانيده است . و سپس به آن جوان گفت : بر اين حالى كه دارى پايدار باش ! » فقال الشّاب : ادع الله لى يا رسول الله : أن أرزق الشّهادة معك .
فدعا له رسول الله صلّى الله عليه و آله [ و سلّم ] ؛ فلم يلبث أن خرج فى بعض غزوات النّبىّ صلّى الله عليه و آله فاستشهد بعد تسعة نفر ، و كان هو العاشر . « 1 » « جوان گفت : اى رسول خدا ! از خدا براى من بخواه كه شهادت همراه تو را روزى من كند ! رسول خدا براى او دعا كرد . خيلى طول نكشيد كه با رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم در بعضى از غزواتش ، براى جنگ بيرون رفت ، و بعد از نه نفر كه به شهادت رسيدند ، او شربت شهادت نوشيد ؛ و او دهمين نفر از ايشان بود . » در بعضى از روايات ، نام اين جوان را زيد آوردهاند . « 2 » و ملّاى رومى در كتاب « مثنوى » فرمايد :
هامش
( 1 ) « سفينة البحار » ج 2 ، ص 733
( 2 ) در روايات خاصّه نام وى را حارثة بن مالك بن النّعمان آوردهاند ( « معانى الأخبار » ص 187 ؛ و « محاسن » برقى ، ج 1 ، ص 246 ) ولى ملّاى رومى در « مثنوى » آن را به نام زيد آورده است .