تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
و نيز از آن حضرت است : خيركم من تعلّم القرءان و علّمه . « 1 » و « 2 » « بهترين فرد از افراد شما كسى است كه قرآن را ياد بگيرد ، و به ديگران ياد بدهد . »

[ امر به تلاوت قرآن و تدبّر در آيات آن ، در اخبار ]

و در « كافى » با إسناد خود نقل مىكند از فضيل بن يسار از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام :
هامش
( 1 ) « المحجّة البيضاء » ج 2 ، ص 210 ؛ نقل از غزالى به روايت عامّيّه . ( 2 ) قاضى قضاعى در شرح فارسى « شهاب الأخبار » كه پيرامون كلمات قصار پيغمبر خاتم است ؛ در ص 11 و 12 ، به شمارهء 20 آورده است : « القرءان هو الدّواء . مصطفى گفت خواجهء دو جهان * هست هر درد را دوا قرآن « قرآن است كه شفاى درد است . » گويند كه مصطفى عليه السّلام اين خبر بدان سبب گفت كه قومى از اصحاب وى به جائى مىرفتند ، در راه به نزديك قبيله‌اى رسيدند از عرب . فرودآمدند و ازيشان چيزى خواستند كه بخورند ؛ ايشان چيزى ندادند . ساعتى بر آمد ، از آن قبيله شخصى بيرون آمد و اصحاب را گفت كه : رئيس ما را مار گزيده است و سخت بىآرام شده است و بر زمين قرار نمىگيرد ؛ به نزديك شما چيزى باشد كه بدان راحت وى باشد ؟ ! از اين جماعت اصحاب مردى گفت كه : من افسونى مىدانم كه شفاى وى مىشود ؛ و ليكن ما از شما مهمانى خواستيم نداديد ! مرد گفت : هر كه اين رنج از وى بردارد [ او را يك گلّهء گوسفند به مزد مىدهيم ] * . آن صحابى برخاست و به نزديك مار گزيده آمد و فاتحة الكتاب برخواند ، و باد بر جاى زخم دميد ؛ مار گزيده در حال شفا يافت و بياراميد . گلّهء گوسفند به مزد بدادند . جماعت اصحاب خواستند كه قسمت كنند ، خداوند افسون منع كرد و گفت : بيا تا به نزديك مصطفى عليه السّلام رويم ، آن كنيم كه رسول عليه السّلام فرمايد . چون به نزديك رسول عليه السّلام رفتند و حال بازگفتند ، رسول عليه السّلام فرمود كه : قسمت كنيد و مرا نيز نصيبى دهيد ! - اين خبر دليل است كه هر آنچه به مزد آموزيدن ستانند ، حلال باشد . » * - سيّد جلال الدّين ارموى محدّث ، در تعليقه گويد : « عبارت ميان دو قلّاب از نگارنده است و اصل متن محو شده است . »
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 360 | السيد محمد حسين الطهراني