مگيريد ! » و شاعر گفته است :
خذى العفو منّى تستدعى مودّتى * و لا تنطقى فى سورتى حين أغضب
« اى زن ! در وقتى كه حال من ساكن و آرام است با تساهل و نرمى من معامله كن ، كه در اين صورت محبّت و مودّت دائمى مرا جلب خواهى نمود ؛ و با من سخن مگو و تقاضاى امرى را منما در وقتى كه در حال من ، خشم شدّت دارد . » و عرف به معنى جميل و معروف است . و معنى و أعرض عن الجهلين آنست كه : با سفيهان مانند سفهشان معامله مكن ، و با آنها ممارات و مجادله منما ؛ و بردبارى كن و از بديهايشان درگذر و اغماض نما .
و گفته شده است : چون اين آيه نازل شد ، رسول خدا از جبرئيل پرسيد .
گفت : نمىدانم ؛ تا بپرسم ! رفت و برگشت و گفت : يا محمّد ! إنّ ربّك أمرك أن تصل من قطعك ، و تعطى من حرمك ، و تعفو عمّن ظلمك ! « اى محمّد ! پروردگارت به تو امر مىكند كه : بپيوندى با هركس كه با تو مىگسلد ، و بدهى به هركس كه تو را محروم مىكند ، و آسان بگيرى با هر كسى كه ستمى بر تو روا داشته است . » و از جعفر صادق است كه : خداوند پيامبرش را به مكارم اخلاق فراخوانده است ؛ و در قرآن آيهاى كه جامع مكارم اخلاق باشد غير از اين آيه نداريم . » « 1 »
هامش
( 1 ) تفسير « كشّاف » طبع اوّل مصر ، ج 1 ، ص 364 ؛ و عين اين مطلب را مقدّس اردبيلى در « آيات الأحكام » ص 439 از زمخشرى در « كشّاف » نقل كرده است .
بايد دانست كه زمخشرى معنى ديگرى را نيز براى عفو به عنوان قيل ذكر