وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً
. « 1 » « و ما به تدريج ، از قرآن فرودمىآوريم آنچه را كه براى مؤمنين شفا و رحمت است ؛ و زياد نمىكند براى ظالمين مگر خسارت را . » صيغهء تنزيل در لغت عرب براى نزول تدريجى استعمال مىشود .
فرق ميان مرحله و موقعيّت اوّل با دوّم قرآن ، فرق اجمال و تفصيل است :
كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ
. « 2 » « قرآن كتابى است كه آياتش محكم و به هم چسبيده و غير منفصل بوده ، و سپس از جانب خداوند حكيم و خبير بطور تفصيل درآمده ، و جدا جدا و مجزّا گرديده است . »
[ قرآن مفصّل و قرآن محكم ، يك حقيقت واحده هستند به دو صورت ]
از اين آيه روشن مىشود كه قرآن دو ناحيه دارد : محكم و مفصّل .
محكم همان ناحيهء اجمال است كه صورت و شكل تفصيل ندارد ؛ به تمام معنىالكلمه واحد و بسيط و غير قابل تجزيه و جدائى است . و مفصّل ناحيهء تفصيل است كه صورت و شكل پيدا كرده ، و از اجمال به تفصيل كشيده شده است .
إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ * وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ
. « 3 » « ما آن حقيقت كتاب را قرآن عربى ( قابل قرائت با عربى واضح ) قرار داديم ، به اميد آنكه شما مردم آن را ادراك و تعقّل كنيد . و آن حقيقت در
هامش
( 1 ) آيه 82 ، از سورهء 17 : الإسراء
( 2 ) ذيل آيه 1 ، از سورهء 11 : هود
( 3 ) آيه 3 و 4 ، از سورهء 43 : الزّخرف