[ « تنزيل » در قرآن مفصّل ، و « نزول » در قرآن محكم است ]
از ضمّ اين سه آيه استفاده مىشود كه : آن قرآن محكم و بسيط و مجرّدى كه در آن واحد ، دفعة واحدة بر پيامبر نازل شده و يك لحظه بيشتر نبوده است ( و طبق مسائل علمى و فلسفى ، تعبير به يك لحظه از باب ضيق عبارت است ) اوّلا در ماه رمضان بوده است نه سائر ماهها ، و ثانيا در شب قدر بوده است كه شب مبارك است نه سائر شبها . فعلى هذا قرآن در شب قدرى كه در شهر رمضان است بر پيمبر فرودآمده است .
شاهد بر اين نزول دفعى كه بر قلب مبارك پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم ، و يا بر آسمان دنيا بوده است آنست كه در تمام آيات قرآن كه گفتار در نزول دفعى است ، با كلمهء إنزال افاده شده است . و اين صيغه در لغت عرب ، در موارد نزول دفعى استعمال مىشود .
و امّا مرحله و موقعيّت دوّم قرآن ، نزول تدريجى است كه نجوما و تدريجا در مدّت بيست و سه سال از زمان بعثت تا زمان رحلت ، به حسب مقتضيات و مصالح ، و لزوم أحكام در پيدايش موضوعات و متعلّقات ، و نيازهاى تدريجى ، بر پيغمبر خدا نازل شده است .
و اين حقيقت در كيفيّت تعبير با عبارت تنزيل ، در آيات زير مشهود است :
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ تَنْزِيلًا * فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِماً أَوْ كَفُوراً
. « 1 » « ما تحقيقا و محقّقا قرآن را به تدريج - تدريجى واضح و آشكار - بر تو فرودآورديم ؛ بنابراين در برابر حكم پروردگارت شكيبا باش ، از هيچكدام از گناهكاران و يا كفرانكنندگان اين قوم پيروى و اطاعت منما ! »
هامش
( 1 ) آيه 23 و 24 ، از سورهء 76 : الإنسان