تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
مشتاقة إليه . « 1 » « و حقّا كه سراپاى عمّار تا دو انگشت شصت پاهايش از ايمان سرشار است . و كسى كه با عمّار دشمنى كند ، خدا با او دشمنى مىكند ؛ و كسى كه عمّار را مبغوض بدارد ، خداوند او را مبغوض داشته است . و بهشت اشتياق به عمّار دارد . »

[ شهادت عمّار ياسر در وقعهء صفّين بدست فئهء باغيه ]

عمّار در واقعهء صفّين شهيد شد ، و در آن معركه مىگفت : و الله لو ضربونا بأسيافهم حتّى يبلغونا سعفات « 2 » هجر ، لعلمنا أنّا على حقّ و أنّهم على الباطل . « 3 » « سوگند به خدا اگر سپاهيان معاويه ما را با شمشيرهايشان بزنند ، و بر ما غالب شوند به‌طورىكه ما را عقب زنند تا از اين زمين صفّين به نخلستانهاى مدينه برسيم ، ما يقين داريم كه : ما بر حقّيم و آنان بر باطل . » در معركهء صفّين ، عمّار بن ياسر به نزد حضرت آمد و عرض كرد : يا أخا رسول الله ! أ تأذن لى فى القتال ؟ ! « اى برادر رسول خدا ! آيا تو به من اذن مىدهى در جنگ كردن ؟ ! »
هامش
( 1 ) « سفينة البحار » ج 2 ، ص 276 ( 2 ) در « مجمع البحرين » در مادّهء س ع ف آمده است كه : « السّعفات : جمع سعفة عبارت است از شاخهء درخت خرما زمانى كه داراى برگ است ، و چون برگهايش بريزد به آن جريدة گويند . و گفته شده است كه در حال خشك شدن آن ، آن را سعفة نامند و در حال رطوبت شطبة گويند . بعضى از شارحين گويند : عمّار در اين سخنش اختصاص به سعفات هجر داده است ، به جهت دورى مسافت و زيادى نخل در آنجا . » - انتهى . أقول : هجر به معناى مدينه است ؛ و مشهورترين جائى كه به آن اضافه مىشود هجر البحرين است . ( 3 ) « سفينة البحار » ج 2 ، ص 276
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 335 | السيد محمد حسين الطهراني