صداى نيكوست . » و ايضا در « كافى » از علىّ بن اسماعيل ميثمى از مردى روايت كرده است كه حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام گفتند : ما بعث الله عزّ و جلّ نبيّا إلّا حسن الصّوت . « 1 » « خداوند عزّ و جلّ هيچ پيامبرى را مبعوث ننمود مگر آنكه صدايش نيكو بود . » و از جملهء آداب قرائت قرآن استعاذهء به خداوند است : يعنى پناه بردن به او از شرّ شيطان رجيم .
فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ
. « 2 » « و چون اراده كنى قرآن بخوانى ، از شرّ شيطان راندهشده ، به خدا پناه ببر و در تحت امان و پناه او درآى . » معلوم است كه : معانى قرآن با آن عظمت اگر بر نفس امّارهء شيطانى وارد شود ، در صورت پليدى آن ، صفاى خود را از دست مىدهد و معناى نازل و كوتاهى مىگيرد . و اين بواسطهء تصرّف شيطان از راه نفس امّاره است ، و راه علاجش آنست كه انسان در مصونيّت و عصمت خداوند درآيد تا از دستبرد او خلاص شود .
استعاذهء به خدا تنها به أعوذ بالله گفتن نيست ، بلكه دل به خدا دادن و در وقت قرائت ، غير او را فراموش كردن و ذهن را صافى و از غير وى پاك نمودن است . و يكى از طرق تصفيهء نفس ، نفى خاطرات است كه در اثر تفكّر و تأمّل در قرآن با مجاهده پيدا مىشود .
هامش
( 1 ) همان مصدر ، ص 616
( 2 ) آيه 98 ، از سورهء 16 : النّحل