« و زمانى كه قرآن خوانده شود ، شما گوش دهيد و خاموش شويد ، به اميد آنكه مورد رحمت خداوندى واقع شويد ! » « 1 »
هامش
( 1 ) حضرت استاد ما علّامه آية الله طباطبائى نسبت به قرآن و حفظ آن و احترام آن عنايت خاصّى داشتند ، و كرارا مىفرمودند : « ما شيعيان حقّ قرآن را آنطور كه بايد و شايد عمل نمىنمائيم . رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمود : من از خود دو متاع گرانقدر و نفيس باقى مىگذارم : كتاب خدا و عترت من ؛ و اين دو از هم جدا نمىشوند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند . عامّه عترت را كنار گذاشتند ، و ما كتاب الله را ؛ و چون اين دو قابل تفكيك از هم نيستند ، بالنّتيجه دست هر دوى ما ، هم از كتاب و هم از عترت كوتاه شد . فلهذا اسلام ما فقط اسلامى است صورى و خالى از محتوى . » نظير اين عبارت - البتّه نه به اين جامعيّت - از مرحوم آية الله حاجّ شيخ عبد الكريم حائرى يزدى نقل شده است : مرحوم آية الله حاجّ سيّد أحمد زنجانى در كتاب « الكلام يجرّ الكلام » ج 2 ، ص 230 و 231 ، از ايشان حكايت مىكند كه فرموده است : « پيغمبر صلّى الله عليه و آله دو چيز سنگين در ميان ما گذاشت : كتاب الله و عترت طاهره ، ولى ما با سنّىها دست به دست هم داده ، و هر دوى آنها را از بين برديم ؛ ما كتاب الله را از بين برديم ، آنان نيز عترت طاهره را . » و ايضا مىگويد : « مرحوم حاجّ شيخ ، زياد اصرار داشت احترام ظاهرى قرآن كاملا حفظ شود . همانطورىكه اهل تسنّن هنگام قرائت قرآن ، براى رعايت احترام ، چاى و قليان نمىدهند ، مىفرمود : در مجالس ترحيم شيعه نيز اگر اين شيوه جارى شود بسيار خوب و به موقع است . ولى در مجالس شيعه چون عادت بر خلاف جارى بود ، ترك آن در نهايت دشوارى بود ؛ اين بود كه فرمايش آن مرحوم عملى نمىشد . » أقول : جلوى ضرر را از هرجا بگيرى منفعت است . جلوگيرى از اين كار نكوهيده براى آن مرجع عالىمقدار آسان بود ، و امروز نيز آسان است . ما در مسجد قائم طهران در مدّت مديدى كه آنجا بوديم ، دادن قهوه و چاى و سيگار بكلّى ممنوع بود . اين پيشنهاد را نموديم و مردم هم پذيرفتند و روى آن هم ايستادگى نموديم . و ايضا استعمال دخانيات را بطور مدام منع نموديم ، و در روى تابلوهاى نصبشده در ديوارهاى مسجد ممنوعيّت آن را