تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤

[ رسيدن رسول خدا و ائمّه عليهم السّلام به أعلى مدارج تصوّر ، در اثر تبعيّت از خدا و مجاهده بوده است ]

بارى ، اين آيات قرآن است كه بر جان حضرت سجّاد نشسته ، و ذكر و فكر و توجّه وى را از عالم دنيا و غرور يكسره به عالم توحيد و عرفان و بقاء سوق داده است . آرى ، قرآن است كه امامان و اولياى خدا را پاك و پاكيزه ، و در اثر مجاهده و صيقل نفس به اعلى مدارج تصوّر مىرساند . نه آنكه خداوند بدون مجاهده و بدون اراده ، وجود آنها را فرشته‌گون آفريده باشد ؛ و آنها در دنيا ، محض تماشا و تعليم آمده باشند . اين سخن ، خلاف عقل است ، خلاف ضرورت است ، خلاف شواهد قطعيّه از كتاب و سنّت است . اين گفتار ، تنبل پروردن است ؛ كه مىگويند : ما را با ائمّه چه‌كار ؟ آنها ملكوتى بودند ، ميل به شهوات نداشتند ، از غنا و موسيقار خوششان نمىآمد ، جمال زيباى مهرويان اين عالم در نزد آنان ديو بود ! مىگويند : اصولا حساب آنها از بشر جداست ؛ بشر هر چه هم زحمت بكشد و رنج برد ، به مقام عرفان خدا نخواهد رسيد ؛ مقام والاى معرفت اختصاص به آنان دارد . ابدا چنين نيست ؛
قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ
. « 1 » « بگو اى پيغمبر ! من بشرى هستم مثل شما ، كه به من وحى مىشود كه فقط خداى شما خداى يگانه است . » عبادت‌هاى رسول خدا و ائمّهء طاهرين ، جهادهاى آنان ، صبر و تحمّل ، درد و رنج ، خواب و بيدارى ، سلامت و مرض ، گرسنگى و سيرى آنان در تمام امور به خوبى نشان مىدهد كه : ايشان بشرند ، و از همين آب‌وگل‌اند ؛ غاية الأمر با تبعيّت و پيروى از فرمان خدا ، و مبارزهء با شيطان و نفس امّاره ، و تحمّل
هامش
( 1 ) صدر آيه آخر ، از سورهء 18 : الكهف
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 274 | السيد محمد حسين الطهراني