آن ميان نيستند ؛ و با ايشان هستند با بدنهاى ظاهر و كالبد طبيعى ، و با ايشان نيستند با دلهاى ملكوتى و قلوب نورانى . چرا كه ضلالت و گمراهى ، با هدايت و راه يا بى موافق در نمىآيد اگر چه با هم جمع شوند . پس اين قوم در آن زمان بر دورى و جدائى از شريعت سيّد مختار و از عمل به قرآن ، با همديگر اجتماع كنند ؛ و از جماعت حقّ و گروه راستين جدا شوند و دورى گزينند .
تو گوئى ايشان پيشوايان و امامان كتاب خدا هستند كه آن را تحت تأثير نظر و رأى خود مىگردانند ، نه آنكه كتاب خدا امام و پيشواى آنها باشد و به آنها فرمان دهد و آنان از وى پيروى و تبعيّت نمايند .
و علىهذا در نزد آنان از قرآن هيچ نمانده است مگر نامى ، و از قرآن نمىشناسند مگر خطّى و كتابتى . و اينان همان كسانى مىباشند كه صالحان را به انواع عقوبت عذاب مىكردند ، و بدنهاى آنها را مىبريدند و اجسادشان را پس از مرگ مثله مىنمودند . و رويّهء صدق و گفتار راست و درستى را كه صالحان داشتند ، افتراء و دروغ بر خدا مىشمردند . و كارهاى نيك و پسنديدهء صالحان را زشت و مكروه داشته ، عقوبت بد و ناگوار براى آن مقرّر مىكردند .
و فقط هلاكت و نابودى و شقاوت افرادى كه پيش از شما آمدهاند ، بواسطهء آرزوهاى دراز و غيبت و فراموشى اجلهاى ايشان بوده است ؛ تا به جائى مىرسيد كه آن مرگى كه با ورود آن ديگر عذر خواهى قبول نمىشود و توبه و انابه به كار نمىآيد ، و با حلول آن مصيبت شديد كوبنده و گدازنده و نقمت و پاداش مكروه و ناپسند حتمى مىباشد ؛ بر آنان وارد شده و آن وعدهء الهى صورت تحقّق به خود مىگيرد .
اى مردم ! كسى كه از خداوند نصيحت و پند و موعظه بطلبد و با عمل به آيات قرآن دنبال شفاى دردهاى خود باشد ، موفّق و كامياب است . و كسى كه گفتار خدا را كه قرآن است دليل راه هدايت خود قرار دهد ، به بهترين طريقهاى كه
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 253
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٥٣