تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
و علىهذا شما بايد قرآن را از اهلش بگيريد ، و معانى و مفاد و تنزيل و تأويلش را از اهلش التماس نمائيد و طلب كنيد ! زيرا ايشان حيات علم هستند و زندگى عرفان ؛ و مرگ جهلند و انعدام نادانى و فقدان بصيرت . آنان كسانى هستند كه حكم استوار و قضاء راستين و متقن آنها در امور ، به شما خبر مىدهد از مقدار علمشان . و سكوت و آرامششان كشف مىكند از منطق و سخن‌دانيشان . ( زيرا سكوتشان مانند نطقشان بر اساس حكمت و مصلحت است . ) و ظاهرشان حكايت مىنمايد از باطنشان . ( زيرا كه ظاهرشان در هيئت خاشعان و خاضعان است ؛ و باطنشان مصفّاى به صفاى الهى ، و پاكيزه به قدس و طهارت ملكوتى و جبروتى و لاهوتى است ؛ و گفته‌اند : الظّاهر عنوان الباطن « ظاهر ، آيه و حاكى و عنوانى است از ذو الآيه و محكىّ و معنون » . ) آنان در دين مخالفتى ندارند ، و اختلافى نيز در آن ندارند ؛ بناء علىهذا دين در ميان آنها شاهد و گواهى است راست و درست ، و خموشى است گويا ( در وقتى كه در امور خود بدان مراجعه دارند داراى نطق و بيان است ، و در هنگام عدم مراجعه ساكت و صامت ) . »

[ خطبهء ديگر حضرت دربارهء قرآن و اهمّيّت پاسدارانش : آل محمّد عليهم السّلام ]

چون أمير المؤمنين عليه السّلام از جنگ صفّين « 1 » مراجعت كرد ، خطبه‌اى در عظمت كتاب خدا و لزوم تمسّك به آل بيت رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم ايراد نمود . در اين خطبه بعد از حمد و سپاس بر پروردگار بىقياس و شهادت بر توحيد محض مىگويد :
هامش
( 1 ) شيخ محمّد عبده در تعليقهء « نهج البلاغة » در خطبهء 2 ، راجع به تفسير اين كلمه گويد : « صفّين بر وزن سجّين ، در نزد جغرافيّون محلّه‌ايست از بلاد جزيره ( ما بين فرات و دجله ) و مورّخين عرب آن را از بلاد سوريه ميدانند . و امروز از ولايت حلب شهباء كه از مناطق سوريا است محسوب مىشود . » و در « أقرب الموارد » گويد : « الشّهباء : لقب شهر حلب است به جهت سپيدى سنگهاى آن . »