دربارهء اين مؤمنين اگر تصميم و اراده بر امرى و جنگى قرار گرفت ، در صورتى كه با خدا از در صدق وارد شده و راه راست را بپيمايند ، البتّه براى ايشان اين امر ، مطلوب و نيكو و مختار و انتخاب شده است .
آيا شما اين اميد را داريد كه اگر در روى زمين به حكومت و ولايتى برسيد ، ايجاد فتنه و فساد نمائيد و قطع رحم نموده ، با ارحام و اقرباء و خويشاوندان خود بريدگى و جدائى نموده ، پيوند خود را بگسليد ؟ ! اين گروه از مردم آنانند كه خداوند برايشان لعنت فرستاده و نداى دورباش از رحمت خود را زده ؛ و بنابراين گوشهايشان را كر و چشمهايشان را كور كرده است ( بهطورىكه ابدا از شنيدن و ديدن آيات الهى عبرت نمىگيرند و درس تذكار و تنبّه و بيدارى نمىآموزند ) .
آيا اين گروه از مردم مؤمن در قرآن تدبّر و تأمّل نمىنمايند ، يا آنكه بر روى دلهايشان قفلهاى عدم ادراك و حجابهاى تاريك زده شده و نمىگذارد آن نور باطن و ادراك وجدانى بروز كند و اثرش در خارج مشهود گردد ؟ ! » در اين آيه ، نفاق و شكّ و ترديد مردم مريض القلب و سياهدل را ذكر مىكند كه با نزول آيات قرآن و امر به جهاد ، گويا حالت مرگ و غبار يأس و سردى و فسردگى و ترس از كشته شدن چنان بر چهرهء آنها نشسته است كه چشمهايشان در كاسهء سر فرورفته و آخرين نفسهاى زندگى را در حال اغماء و بىهوشى مىكشند .
يَحْذَرُ الْمُنافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِما فِي قُلُوبِهِمْ قُلِ اسْتَهْزِؤُا إِنَّ اللَّهَ مُخْرِجٌ ما تَحْذَرُونَ
. « 1 » « منافقين از آن مىترسند كه دربارهء آنها سورهاى نازل شود و از مكنون
هامش
( 1 ) آيه 64 ، از سورهء 9 : التّوبة