مىباشند كه عبارتند از : سورهء بقره ، آل عمران ، نساء ، مائدة ، أنعام ، أعراف ، أنفال و توبة بنا بر آنكه اين دو سوره را يك سوره بدانيم . و در حقيقت چون اين دو سوره ، دو سوره محسوبند ؛ بنابراين مجموع اين هشت سوره با سورهء فاتحه 9 مىشود كه چون از 77 سوره كسر كنيم باقى مىماند 68 سوره كه بدانها مفصّلات گويند .
هفت سورهء بزرگ اوّل قرآن را سور طوال گويند كه بايد پس از اعراف ، سورهء يونس را به شمار آورد . و ليكن عثمان در وقت جمعآورى قرآن ، سورهء انفال و توبه را بر سورهء يونس مقدّم داشت ، زيرا وى سورهء توبه را كه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ *
ندارد ، سورهء مستقلّ نمىدانست و آن را از متمّمات سورهء انفال مىدانست .
بنابراين ، اين دو سوره كه در نزد او يك سوره بودند ، از سورههاى طوال محسوب مىشده است .
ولى چون به عثمان اعتراض كردند كه : رسول الله سورهء يونس را بعد از سورهء اعراف قرار دادهاند و او را جزء سورههاى طوال شمردهاند ، جوابى نداشت كه بگويد ، و گفت : من از اين قرارداد رسول خدا اطّلاعى نداشتم .
از ميان سورههاى مفصّلات به هفت سوره كه آيات آنها در حدود يكصد آيه است سور مئين هم مىگويند ، يعنى « صد آيهايها » ، و آنها عبارتند از : سورهء إسراء ، كهف ، مريم ، طه ، أنبياء ، حجّ و مؤمنون .
و بنا بر آنچه ذكر شد ، روايتى را كه كلينى در « كافى » « 1 » آورده است ، و شيخ محمّد حسن در كتاب « جواهر » در باب استحباب قراءة السّورة بعد الحمد فى
هامش
( 1 ) « اصول كافى » ج 2 ، ص 601 ؛ اين روايت را كلينى از علىّ بن إبراهيم از صالح بن سندىّ از جعفر بن بشير از سعد اسكاف روايت مىكند ؛ و در تتمّهء آن وارد است كه : و التّوراة لموسى ، و الإنجيل لعيسى ، و الزّبور لداود .