تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
دو گونه پنهانى ، مناقب او مشرق تا مغرب عالم را پر كرده است ! » و متنبّى شاعر مشهور ، چون به وى اعتراض نمودند كه تو راجع به مدح أمير المؤمنين عليه السّلام با وجود كثرت اشعارى كه سروده‌اى شعرى نگفته‌اى ؟ ! در جواب گفت :
و تركت مدحى للوصىّ تعمّدا * إذ كان نورا مستطيلا شاملا ( 1 ) و إذا استطال الشّىء قام بنفسه * و صفات ضوء الشّمس تذهب باطلا ( 2 ) « 1 »
1 - « من از روى عمد و قصد ، مدح وصىّ رسول خدا را ترك نمودم . زيرا كه او نورى است طويل و كشيده و سر بر افلاك برآورده ، به‌طورىكه همهء موجودات را شامل گرديده است . » 2 - « و مدح من ، نورى است از جانب من كه با آن ، نقاط تاريك و مبهم چيزى را روشن مىكنم . امّا در آنجائى كه چيزى طولانى و گسترده و شامل باشد و همه جا را گرفته باشد ، در اين صورت او به خودش قيام دارد و به ذات خود درخشان است ؛ و نور خورشيد هم نمىتواند او را نشان دهد و بنابراين هدر مىشود و از بين مىرود . » زيرا مدح و تعريف همچون چراغى براى رفع ابهام در ظلمت است ؛ و آن موجودى كه ذاتش نور محض گسترده و واسع و شامل است ، حتّى پرتو خورشيد هم نمىتواند او را روشن كند و رفع ابهام نمايد . او در ذاتش ابهام ندارد و از خورشيد روشن‌تر است . »

[ امام معصوم ، وجودش حقيقت قرآن است ]

وجود او حقيقت نور است ، و حقيقت قرآن است . او بشير و نذير است . او محيى و مميت است .
هامش
( 1 ) « تنقيح المقال » طبع رحلى ، ترجمهء علىّ بن أبى طالب ، ج 2 ، ص 264
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 195 | السيد محمد حسين الطهراني