بگذرند .
وَ بِالْحَقِّ أَنْزَلْناهُ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا مُبَشِّراً وَ نَذِيراً وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى مُكْثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِيلًا قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذا يُتْلى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً وَ يَقُولُونَ سُبْحانَ رَبِّنا إِنْ كانَ وَعْدُ رَبِّنا لَمَفْعُولًا وَ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ يَبْكُونَ وَ يَزِيدُهُمْ خُشُوعاً
. « 1 » « و ما به حقّ ، قرآن را فرودآورديم ، و آن به حقّ فرودآمده است . و ما ترا نفرستاديم مگر براى آنكه بشارتدهنده و ترساننده بوده باشى ! و اين كتاب آسمانى ، قرآن و قابل خواندن است ، كه آن را بطور جداگانه و با فاصله قرار داديم تا آن را با مهلت براى مردم بخوانى ؛ و ما آن را بتدريج فرودآورديم .
بگو اى پيغمبر ! ايمان بياوريد به آن يا ايمان نياوريد ، كسانى كه قبل از آن به آنها علم داده شده است زمانى كه قرآن بر آنها خوانده شود ، به سجدهء خداوندشان بر روى ذقنها و چانههايشان بر خاك مىافتند و مىگويند : پروردگار ما پاك و منزّه است . و حقّا وعدهء پروردگار ما متحقّق و شدنى است . و به روى چانههايشان بر خاك مىافتند گريه مىكنند ، و بر خشوع و شكستگى آنها مىافزايد . » اين آيات عجيب است ؛ بالأخصّ آيه اوّل كه پس از آنكه مىگويد : ما قرآن را به حقّ نازل كرديم و آن به حقّ نازل شد ، مىفرمايد : ما ترا نفرستاديم مگر براى بشارت و بيم . با آنكه حقّ عبارت آن بود كه بگويد : ما قرآن را نفرستاديم مگر براى بشارت و بيم ؛ زيرا سخن در قرآن است نه در رسول .
هامش
( 1 ) آيات 105 تا 109 ، از سورهء 17 : الإسراء