تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠

[ راه نجات و قدرت و حيات مجدّد مسلمين ، رجوع و عمل به قرآن است ]

و به همين جهت سيّد جمال الدّين قرآن كريم را يگانه كتاب حيات‌بخش عالم انسانيّت مىداند ، و علّت ضعف و زبونى مسلمين را سستى در عمل به قرآن ؛ و راه نجات و قدرت و حيات مجدّدشان را فقط رجوع و عمل به همين
هامش
- مىنگرد . و حقيقت اين امر و نتيجه‌اش در بسيارى از شئون خطيره و مواضع مهمّ و بزرگ به‌طورى قرار گرفته است كه قوانين و دستورات دول جهانى نصرانيّت چنانست كه با امّت‌هاى اسلام معاملهء مساوى نمىنمايند و آنها را در جميع شئون با نصارى برابر نمىدانند . دولتهاى مسيحى در بغض و عداوت و هجومشان بر ممالك اسلامى ، و بر ذليل كردن و وادار ساختن آنها بر ناملائمات و امور ناگوار ، بدين عذر خود را منتحل مىكنند كه كشورهاى اسلاميّه ، در انحطاط و پستى به درجه‌اى سقوط دارند كه خود قادر بر انجام شئونشان نيستند . و از همهء اينها بالاتر آنست كه اين دولتهاى مسيحى پيوسته چشم خود را باز گذارده و از طرفى به همين ناحيه‌اى كه ذكر شد مىدوزند ، و از طرف ديگر به هزاران وسيله حتّى به جنگ و سلاح و آتش متشبّث مىشوند تا هر حركت و نهضتى را كه مسلمانان در بلادشان و ديارشان بخواهند در راه اصلاح و نهضت به كار برند ، آن را نابود ساخته بكلّى ريشه‌كن سازند . تمام ملّت‌هاى مسيحى متّفق‌الكلمه و متّحد هستند در عداوت با اسلام ، و روح اين عداوت در كوشش و سعى آنها - به صورت جهد و جدّ مختفى و پنهان - پيوسته و بطور مداوم در نابود ساختن و هلاك نمودن عالم اسلام متمثّل است . مسيحيّت ، مشاعر و مدارك فهم و شعور و آمال و آرزوها و رغبت‌ها و اشتياقهائى كه در سينهء هر شخص مسلمانى جولان مىكند مىگيرد ، و سپس آن را به صورت سخريّه و استهزاء و عبث و تنقيص و كوتاهى فكر و انديشه جلوه مىدهد و متمثّل مىنمايد . آنچه را كه فرنگيان در نزد ما شرقيان تعصّب مذموم و ناپسند و حرام ميدانند ، در بلاد و وطن‌هاى خودشان إباء نفس و بزرگوارى و كرامت و شرف و عزّت ملّى و قومى خود ميدانند ؛ و آنچه را كه در ميان خودشان و شهرهايشان به عنوان غيرت ملّى و طائفگى مبارك و قوميّت مقدّس و وطنيّت معبود و محبوب بشمار مىآورند ، در شرق آن را غلوّ ناپسند و افراط و زياده‌روى در حبّ وطن ميدانند و مضرّ و موجب مقت و دشمنى با اجنبىّ غربى مىشمرند . ( منقول از مقاله‌اى تحت عنوان : الجامعة الإسلاميّة و الجامعة التّركيّة ، كه در مجلهء