و آمريكا و شوروى چه قبل از حكم الغاء و چه پس از آن بنحو اشدّ با الفاظ ديگرى ميليونها افراد را اسير و بنده و بردهء حلقه به گوش خود ساختهاند و مىسازند .
و در مورد سوّم كه بردهگيرى از راه سيطره بر دشمن جنگى باشد ، هم اسلام آن را امضا كرده است هم ايشان ؛ غاية الأمر اسلام صريحا آنها را برده خوانده ، و با كمال مهر و محبّت براى ارشاد و ترقّى و تعليم و تربيت صحيح و بالأخره براى آزادى آنها با اسلام و تربيت يافتن در تحت نظر و حكومت اسلام مساعى جميلهء خود را به كار بسته است ، ولى ايشان نفاق كرده ، ظاهرا اسم برده بر وى نمىگذارند ولى به تمام معنىالكلمه با اشدّ وجه وى را به كار بردگى وامىدارند و با خشونت و عنف و مشقّت در زير بارهاى گران غير قابل تحمّل نگه مىدارند .
[ حكم اسلام به لزوم بردهگيرى در شرائط جنگى ، قابل نسخ نيست ]
حكم اسلام به لزوم بردهگيرى در شرائط جنگى ، قابل نسخ نيست ؛ فعلا هم باقى است ، غاية الأمر اين حكم بايد در مرحلهء جهاد با كفّار تحقّق گيرد .
و اينك هم چنانچه جهادى در پيش آيد و كفّار محارب اسير گردند ، حكم بردگان را پيدا مىكنند ، و در تحت نفوذ اسلام تربيت مىشوند تا به كمال خود نائل آيند .
و اين از خدمات مهمّهاى است كه اسلام به بشريّت كرده است . براى هدايت آنها به عالم توحيد ، و پذيرفتن دين حقّ ، و شريك شدن در مائدهء آسمانى ، و سيراب شدن از شراب بهشتى ، حاضر شده است پا به مرحلهء كارزار و جنگ بگذارد و محرومان از اين سفرهء گسترده را بدان دعوت كند ؛ و در صورت عدم پذيرش ، به ريسمان و زنجير در آورد . و آيات قرآن را بر آنان تلاوت كند ، و بانگ الله أكبر را به سمعشان برساند ، و در حضور خود از زندگانى سليم و عيش گواراى صحيح دنيوى و اخلاق و صفات حميدهء اخروى بهرمند