[ كلّيّت قرآن موجب استدلال هر كسى به آن است ؛ إنّ القرآن حمّال ذو وجوه ]
بارى ، از عظمت و كلّيّت قرآن كريم ، همين بس كه در هر دوره و عصرى ، هركس براى اثبات مدّعاى خود به قرآن استدلال مىكند ، و آن را شاهد براى مطلب خود مىآورد . درحالىكه مطالب و مدّعاها مختلف ، و مقاصد متفاوت است .
حضرت مولى الموالى أمير المؤمنين عليه السّلام ، چون عبد الله بن عبّاس را براى احتجاج و الزام فرقهء خوارج ، به سوى آن قوم گسيل مىدارند ، به او با اين عبارات توصيه و سفارش مىكنند كه :
لا تخاصمهم بالقرآن ! فإنّ القرآن حمّال ذو وجوه . تقول و يقولون ! و لكن حاججهم بالسّنّة فإنّهم لم يجدوا عنها محيصا . « 1 » « بحث و نزاع تو با ايشان در احتجاج و استدلالت ، به قرآن نباشد ! زيرا قرآن قابل حمل بر معانى و حاوى احتمالات مختلف است . و مىتوان بدان از وجوه و راههاى متفاوتى وارد شد و استدلال كرد . در اين صورت تو به طريقى سخن مىگوئى و ايشان به طريق ديگر سخن مىگويند و از قرآن شاهد و دليل مىآورند ! احتجاج و استدلال تو عليه ايشان با سنّت و حديث رسول الله باشد ؛ كه در اين صورت براى آنان گريز گاهى نمىماند ، و ناچار به قبول پذيرش آن مىشوند . » قريب به دو هزار سال ، محقّقين از رياضىدانان و اهل هيئت ، قائل به سكون زمين و گردش خورشيد به دور آن بودند . و براى سيّارات ، افلاك و تداوير و ممثّلات مىدانستند ؛ و به قرآن استدلال مىكردند كه :
وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ .
« 2 » « هريك از كرهء خورشيد و كرهء ماه ، در دائرهاى شناورند . »
هامش
( 1 ) - « نهج البلاغة » ج 2 ، باب رسائل ، رسالهء 77 ؛ و از طبع مصر با تعليقهء محمّد عبده :
ص 136
( 2 ) - آيات 38 تا 40 ، از سورهء 36 : يس :وَ الشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها ذلِكَ تَقْدِيرُ