و أيضا كلينى با إسناد خود از سماعة بن مهران روايت مىكند كه حضرت صادق عليه السّلام گفتند :
إنّ العزيز الجبّار أنزل عليكم كتابه ، و هو الصّادق البارّ ؛ فيه خبركم ، و خبر من قبلكم ، و خبر من بعدكم ، و خبر السّماء و الأرض .
و لو أتاكم من يخبركم عن ذلك لتعجّبتم . « 1 » « حقّا كه خداوند عزيز و جبّار كه داراى صفت استقلال و عزّت و اتّكاء به خويشتن است ، درحالىكه نيز داراى صفت صدق و فيضان رحمت و ريزش خيرات و بركات است ؛ بر شما كتاب خود را فرودآورده است ؛ جريانات و وقايع و أخبار شما ، و خبرهاى كسانى كه قبل از شما بودهاند ، و خبرهاى كسانى كه بعد از شما خواهند بود ، و خبرهاى آسمان و زمين در آن موجود است .
بهطورىكه اگر كسى از آنجاها نزد شما بيايد و براى شما از آنها خبر بياورد ، در تعجّب مىافتيد كه چطور اين خبرهاى قرآن با آن گفتههاى مخبر تطبيق نموده و هيچ كم و كاستى و هيچ تغيير و تحريفى در آن نيست ؟ » فلهذا كسى كه به قرآن متّكى باشد ، اتّكاء به واقعيّت نموده و عزيز است ، يعنى مستقلّ و فاعل ؛ و كسى كه به غير آن متّكى باشد ذليل است ، يعنى بدون پايه و اصل و منفعل .
اوّلى با نفس قاهرهء خود ، به هر موجودى و به هر علمى و به هر مكتبى وارد شود بر آن حكومت دارد ، و آن را از قدرت فعليّهء خود آبستن مىسازد .
دوّمى با نفس مقهوره و منفعلهء خود ، از هر دانش گرچه باطل باشد محكوم مىگردد ؛ و خود از آن بار مىگيرد و آبستن مىشود . عامل به قرآن در ايمنى است ؛ و غير او در خوف و هراس .
هامش
( 1 ) - همان مصدر ، ص 599