ظاهر و آشكارا شراب مىخورد ، و با زنان مغنّيه در مجالس خمر و سكر شب را به صبح مىآورد ، و نكاح محارم مىكند ، و ميمونبازى مىنمايد ؛ و نه تنها خودش چنين است بلكه رواج شرابخوارى و بادهگسارى و تغنّى آنچنان بالا گرفته است كه حتّى در حرمين شريفين مكّه و مدينه عمّال او شراب مىخورند ، و بدون پروا در مسمع و منظر عامّ مجالس لهو و لعب تشكيل مىدهند . ماليات و خراج مسلمين را صرف اين گونه مطامع مىنمايند ، و فقر و تنگدستى آنقدر بر ضعفاء و مستمندان غالب آمده كه ساتر عورت ندارند ؛ و قوت لايموت به دستشان نمىرسد .
از طرف ديگر چون مردى بليغ ، و در فصاحت و بلاغت و سرودن اشعار بالبداهه تخصّص دارد ، با آن اشعار خود ، خدا و قيامت و محمّد و قرآن و حجّ بيت الله و اذان و نماز را به باد تمسخر مىگيرد ، و بغل خوابى با امّ كلثوم محبوبهء خود را بر از دست دادن حدود و ثغور اسلام و اسارت اسيران مقدّم مىشمرد . و با تفكّر عميق و رأى نافذ ، تيشه بر ريشهء ولايت زده است ، و در اشعار خود به حضرت امام مطلق روى زمين ، خامس آل عبا و نوادهء سيّد المرسلين ، تعارف شراب مىكند و بدون حيا و ابائى او را به شراب مىخواند .
در اينجاست كه مىبينيم آيه
فَيَنْسَخُ اللَّهُ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ
طلوع مىكند ؛ و سيّد الشّهداء عليه السّلام از جنوب حجاز به قصد درهم ريختن و
هامش
- الحسين بن علىّ كه پيامبر دربارهء او در دعاى خود گفته بود : اللهمّ إنّى أحبّه فأحبّ من يحبّه .
« بار پروردگارا ! من او را دوست دارم ؛ پس دوست دارم كسى كه او را دوست داشته باشد ! » آن كسى كه او را خلفاى راشدون معظّم مىشمردند ، و جميع مردم در طىّ عصرها و دورانها او را تعظيم مىنمودند ؛ آنكس كه در عطايش و در عبادتش پيشواى مردم بود ، و در تواضع و شجاعتش در « جمل » و « صفّين » و « نهروان » در كنار أمير المؤمنين علىّ بود . » - تا آخر آنچه را كه آورده است .