تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١
النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ * مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَ اتَّقُوهُ وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ لا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ * مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ
. « 1 » « بلكه آنان كه ستم كرده‌اند ، از هوا و هوس خود بدون نور علم پيروى كرده‌اند . پس كيست كه هدايت كند كسى را كه خدا گمراه نموده است درحالىكه يار و ياورى كه بتواند به آنها مدد بخشد ندارند ؟ ! بنابراين ، وجههء خود را اى پيامبر ! به سوى دينى كه از افراط و تفريط دور بوده و به جانب اعتدال و ميانه و عدل محض گرايش دارد برپا دار ! اين دين ، فطرت خداوند است كه مردمان را بر آن سرشته و آفريده است . در آفرينش خداوند تغيير و تبديلى نيست . اينست دين قائم و استوار ؛ و ليكن اكثريّت مردم نمىدانند . تو اى پيامبر ! با جميع مؤمنين به سوى خداوند روى بياوريد ! و تقواى وى را پيشه سازيد ! و نماز را برپا بداريد ! و از مشركين نباشيد ؛ از آنان كه دين خود را دستخوش تفرقه و جدائى ساختند و به دسته‌ها و شعبه‌هائى منقسم شدند ؛ هر گروهى به آنچه در نزد خود دارد ، دلخوش و شادمان است . » اين آيه در لزوم پيروى از فطرت انسان ، در حدّ صراحت است ؛ ولى ايشان بر مبناى به كار نگرفتن حكم عقل در طريق انتاج قياس احكام فطرى ، اوّلا گفته‌اند : « از اين قضيّه كه « فطرت طالب چيزى است » ( خبر ) تا اين قضيّه كه « بايد طالب همان چيز بود كه فطرت طالب آن است » ( امر ) فاصله‌اى است به اندازهء
هامش
( 1 ) - آيات 29 تا 32 ، از سورهء 30 : الرّوم