تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
چگونه مىتواند در شريعتى حلال و در شريعتى حرام شود ؟ ! مسكرات كه عقل را مىزدايند ، و انسان را هم‌طراز مجانين و ديوانگان مىسازند ، آيا مىشود كه مباح شود ؟ ! مردم آرزو دارند كه به شديدترين امراض چون سل و سرطان و پيسى و جذام و كورى و فلج مبتلا شوند ، ولى ديوانه نشوند . انسانيّت انسان به عقل است . انسان منهاى عقل از همهء حيوانات و وحوش پست‌تر است . كارى كه مسكر بر سر آدمى مىآورد ، او را مجنون مىكند . چه تفاوت است ميان جنون دائمى و جنون موقّت ؟ ! در اين صورت آيا مىشود آن را از جهت حلّيّت و حرمت لا به شرط دانست ، يا حكم بر حلّيّت آن نمود ؟ گفتيم : احكام فطرى احكامى هستند كه واسطهء كمال و سير انسان به اعلى درجهء انسانيّت باشند ؛ آيا شراب خوارى اين‌طور است ؟ آيا مرد دائم الخمر پيوسته در سير مدارج و معارج كمال است ؟ آيا مرد مست كه بين زن خود ، و خواهر و مادر خود فرق نمىگذارد ، و با ايشان در مىآميزد ، سير مطلوب را مىپيمايد ؟ آيا مرد مست كه در حال خشم بچّهء خود را از ايوان به درون حياط پرتاب مىكند ، انسان است ؟ آيا مرد مست كه اين‌همه خيالات مموّهه و مشوّهه را در سر مىگذراند و در عالمى از أوهام غوطه‌ور مىشود ، قلم كتابت را همچون نخل بلند ، و جوى آب را همچون درياى پهناور مىبيند انسان است ؟ نه ! شرب خمر بدترين مسئله از مسائل ضدّ فطرت و ضدّ سنّت آدمى است ، كه او را از همهء مزايا و حظوظ ساقط مىكند .