رحم قرار مىگيرد ، و انسانى خليفة الله پا در عرصهء ظهور مىگذارد .
بگوئيد ببينيم : آميزش مرد با مرد ، و يا زن با زن ، مطابق كدام قريحه و سنّت و بر اساس كدام خاصيّت است ؟ جز آنكه همچون دو الكتريسيتهء مثبت و يا دو الكتريسيتهء منفى ، و دو نوع فاعليّت محض ، و دو نوع قابليّت محضه ، موجب دورى و فرار و گريز از هم شوند ؛ و ايجاد نفرت و ملالت و ضجرت كنند و مفاسد و مضارّ جنبى آن لا تعدّ و لا تحصى شود ، چه اثرى عائد مىشود ؟ ! آية الله علّامهء طباطبائى قدّس الله نفسه در مقاله ششم از « اصول فلسفه » در اينكه فطرت انسانى حكمى است كه با الهام طبيعت تكوين مىيابد ، فرمودهاند :
« 4 - آزادى انسان كه موهبتى طبيعى است ، در حدود هدايت طبيعت مىباشد . و البتّه هدايت طبيعت بسته به تجهيزاتى است كه ساختمان نوعى داراى آنها مىباشد ؛ و از اين روى هدايت طبيعت ( احكام فطرى ) به كارهائى كه با أشكال و تركيبات جهازات بدنى وفق مىدهد ، محدود خواهد بود .
مثلا از اين راه ما هيچگاه تمايل جنسى را كه از غير طريق زناشوئى انجام مىگيرد ( مرد با مرد ، زن با زن ، زن و مرد از غير طريق زناشوئى ، انسان با غير انسان ، انسان با خود ، تناسل از غير طريق ازدواج ) تجويز نخواهيم نمود .
مثلا تربيت اشتراكى نوزادان و الغاء نسبت و وراثت و ابطال نژاد و . . . را تحسين نخواهيم كرد ، زيرا ساختمان مربوط به ازدواج و تربيت با اين قضايا وفق نمىدهد . » « 1 »
هامش
( 1 ) - « اصول فلسفه و روش رئاليسم » طبع اوّل ، ناشر : شيخ محمّد آخوندى ، ج 2 ، ص 199 و 200