حال نزول براى انجام مأموريّت و سبقت در انجام و تدبير آنهاست ، حتما بايد آيه
وَ النَّازِعاتِ غَرْقاً * وَ النَّاشِطاتِ نَشْطاً
را هم بر نزع و خروجشان از موقف خطاب به سوى مأموريّت و تدبير امرشان حمل كرد .
بنابراين ، نزوعشان شروع در حركت و نزول است به سوى هدف و مقصود كه با شدّت و جدّيّت تحقّق مىپذيرد ، و نشطشان خروجشان است از آن موقف ، همچنانكه سبحشان عبارت است از سرعت بعد از خروج كه به دنبالش سبقت در انجام امر و بالأخره تدبير آنست به اذن و اجازهء حقّ تعالى .
و علىهذا اين آيات پنجگانه ، سوگند حضرت حقّ است به صفات مختلفى كه ملائكه بدانها متلبّس مىشوند براى تدبير امرى از امور اين عالم مشهود ، از وقتى كه از جاى خود مىخواهند نازل شوند تا پايان امر تدبير .
و از آنكه تدبير را در آيه مطلق ذكر كرده است و مقيّد به چيزى ننموده ، بدست مىآيد كه مراد ، تمام اقسام تدبيرات اين جهان است . و أمرا يا تميز است و يا مفعول براى مدبّرات ، يعنى ملائكهء مدبّره تدبير مىنمايند از جهت امر ، و يا امر را ؛ و مطلق تدبير ، شأن مطلق فرشتگان است . و بنابراين ، مراد از
فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً
بايد مطلق فرشتگان بوده باشند .
و اشكالى در تعبير از ملائكه با صيغهء تأنيث ( كه فرموده است :
و النّازعات ) نيست ، زيرا موصوف آن ، عنوان جماعت است و تأنيث آن لفظى است . و ممكن است به اعتبار روح باشد كه ملائكه با آن نازل مىشوند ؛ چنان كه گويد :
يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ
« 1 » « خداوند فرشتگان خود را بواسطه و يا با روح كه از امر اوست ، بر هر كدام از بندگانش كه
هامش
( 1 ) - صدر آيه 2 ، از سورهء 16 : النّحل