تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
وقتى صحيح است كه همه بالفعل آن را بپذيرند ؟ اين حرف نادرست است به تمام معنىالكلمه از نادرستى . بلكه سخن وقتى صحيح است كه قابل پذيرش باشد ، و بر اساس مقدّمات برهانى و اوّليّات و مسلّمات و بديهيّات و امثالها پىريزى شود . در آن صورت صحيح است و استوار ؛ خواه كسى بپذيرد و يا نپذيرد . سخن درست در عالم بسيار بوده است و كسى نپذيرفته است . زيرا پذيرش بايد از روى حسن عقيده و صفاى شنونده و ادراك و تعقّل او بدان مطلب باشد ، و گرنه نمىپذيرد . آيا آنچه را كه اشاعره و يا بسيارى از متكلّمين و محدّثين در اين باب گفته‌اند و كتب را پر كرده‌اند ، درست است ؟ ! سيّد الشّهداء بر حقّ است گرچه سرش را شهر به شهر بگردانند و محفلى بزم شراب يزيد كنند ، و امروز هم در عربستان سعودى كتاب به نام « حقائق أمير المؤمنين يزيد » بنويسند و در مدارسشان درس بدهند . بنابراين ، كلام استوار و راستين گفتارى است كه بر اصل برهان قويم و بيّنهء الهى باشد . اين مقدّمات برهانى بشر را الزام به قبول مىكند و در محكمهء عدل محكوم مىنمايد ، و ابدا ربطى به پذيرش يا عدم پذيرش فعلى ندارد . بنابراين اگر حضرت علّامه مطلبى را بيان فرمود ، و علل طوليّهء مادّيّه و مجرّده را تا حضرت احديّت اثبات كرد ، و اين مطلب را روى پايهء برهان و بر اساس استفادهء از صريح آيات مباركات قرآن پايه‌ريزى كرد و مانند آفتاب ضرورت اين حقيقت را نشان داد ، گفتار او استوار و گفتار غير او فاسد است ؛ خواه اشعرى باشد و يا متكلّم و يا محدّث و يا مثل كانت باشد و يا دكارت . تمام فلاسفه و حكمائى كه آمده‌اند و بر طبق نتيجهء فكريّهء خود مقدّماتى را ترتيب داده و كتبى را نوشته‌اند ، همگى اين‌طور بوده‌اند . هركس مطلبى را