لبنانى چنان به اين تفسير روى آوردهاند كه قبلا براى ما قابل تصوّر نبود .
حقير بعد از آنكه رسالهء « مهر تابان » را به عنوان يادنامهء استادمان حضرت علّامه نوشتم و به زودى منتشر شد ، چندى نگذشته بود كه روزى در مشهد مقدّس به ديدن يكى از علماى نجف اشرف كه فعلا در قم اقامت دارند ، و به مشهد مشرّف شده بودند ، رفتم . آن مجلس متشكّل از جميع آقازادگان و دامادان ايشان بود .
چون بالمناسبة سخن از رحلت علّامه پيش آمد ، و حضّار هريك چيزى مىگفتند ، يكى از دامادهاى ايشان كه متولّد نجف بود و اصلا عرب و از نوادههاى مرحوم صدر بود به من گفت : شما چرا اين يادنامه را به زبان عربى ننوشتيد ؟ ! اين كتاب سزاوار بود بدان زبان نوشته شود ! حقير گفتم : آخر علّامه ، فارسى زبان و محلّ و موطنشان در ايران است .
اين كتاب براى اطّلاع از احوال ايشان است و معلوم است كه شهرت ايشان در ايران است .
گفت : آقا شما اشتباه مىكنيد ! علّامه در بلاد عرب دهها برابر شهرتش از ايران بيشتر است . استادان دانشگاهها و اهل فنّ و اطّلاع و حتّى دانشجويان استنادشان به تفسير « الميزان » ، يك امر روز مرّه است . همگى تفسير « الميزان » را به عنوان يك مصدر اصيل تحقيق مىدانند ؛ و تفسيرهاى « المنار » و « فى ظلال القرءان » و امثالهما به كنار رفته است .
او مىگفت : من خودم در آنجا اقامت داشتهام ، و اين جريان را از نزديك مشاهده نمودهام .
حقير گفتم : اينك مسألهء مشكلى نيست ؛ بعضى از اهل خبره كه به زبان عرب آشنائى كامل داشته باشند مىتوانند اين كتاب را به آن زبان ترجمه كنند ، تا روش اخلاقى و سلوك ادبى و علوّ همّت و اخلاص اين فقيد سعيد براى آنها
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 376
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٧٦