تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
نبايد قرآن را تفسير كند ؛ ما مىگوئيم : شخص مفسّر بايد به معانى و اصطلاحات قرآن وارد باشد ، و قرآن را آن‌طور كه قرآن مىخواهد تفسير كند . گرچه اين مفسّر اصولا مسلمان هم نباشد ؛ يهودى و يا مسيحى باشد ولى در تفسير قرآن از منطق قرآن خارج نشود ؛ و آنچه را قرآن مىگويد ، بگويد ؛ خواه خودش معتقد باشد و يا نباشد . بزرگترين خطائى كه شيخ محمّد عبده در تفسير « المنار » نموده است آنست كه : در اين تفسير به حقائق و معنويّات و اصول عالم بالا و خلقت موجودات ماوراى اين عالم توجّه كمترى شده است ؛ و به اصول و روابط علوم مادّى و پيشرفت‌هاى طبيعى توجّه و عنايت بيشترى مبذول گرديده است . و اين منطق ، روح بشر را سير نمىكند و تشنگى او را فرونمىنشاند ، چون بشر مرتبط با عالم غيب است . بدنش در عالم شهادت است ؛ ولى روحش و سرّش و كمون وجدانش از عالم ملكوت است . و آن را با اين علوم سرگرم‌كننده و فانيهء بشرى نمىتوان ارضاء نمود . امّا تفسير « الميزان » كه هزاران هزار درود و رحمت بىپايان خداوندى بر معلّمش كه اين باب را در تفسير گشود ، و ولايت را حقيقت معانى قرآن دانست ، و عرفان را يگانه راهگشاى به سرّ ملكوت معرّفى كرد ، و در اين تفسير از همان روش پيامبر اكرم استفاده كرد كه دعوت به خداوند و وحدت حقّهء حقيقيّهء او و عالم جان و ملكوت و وصول به مقام ولايت بوده باشد ؛ جان‌هاى گرسنه را اشباع ، و عطش‌زدگان معارف را سيراب ، و از دو عالم ملك و ملكوت بهره‌ور ساخت .

[ مفسّر عاليقدر اسلام : علّامهء طباطبائى در شهرهاى عرب مشهورتر است از ايران ]

فلهذا ديده مىشود كه : تفسير علّامهء طباطبائى قدّس الله سرّه الزّكىّ امروزه در مصر و لبنان و بعضى از بلاد ديگر چنان شهرتى دارد كه در اينجا ندارد . و با آنكه نويسندهء « المنار » سنّى مذهب است ، و اهل شهر و ديار خود آنها يعنى مصر است مع‌ذلك معلّمان و فارغ‌التّحصيلان و دانشگاهيان مصرى و
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 375 | السيد محمد حسين الطهراني