گروههاى مجانين ، جنّ دخالتى نداشته باشد ، لااقلّ در بعضى از آنها شأن و مدخليّتى دارد . سپس علّامه فرمودهاند :
و امّا آنچه را كه بعضى از مفسّرين گفتهاند كه :
« اين تشبيه از قبيل مماشات و مداراى با فهم عامّهء مردم است در اعتقادات فاسدهء آنها ؛ چون اعتقادشان در مورد جنون ديوانگان ، تصرّفى از ناحيهء جنّ مىباشد . و دليلشان بر اين گفتار آنست كه : اين تشبيه ، متضمّن حكمى نيست تا آنكه اگر خطا و غير مطابق با واقع درآيد ، از اين جهت ايجاد اشكال نمايد . و مجرّد تشبيه گرچه مخالف واقع هم باشد ، ضررى نمىرساند .
و بنابراين ، حقيقت معناى آيه در نزدشان آن مىشود : اين افرادى كه ربا مىخورند حالشان حال ديوانهاى است كه بواسطهء شيطانزدگى مخبّط شده ، و حالت اعتدال و استقامت خود را از دست داده است ؛ و امّا جنون مستند به شيطانزدگى باشد ، امرى است غير ممكن . به علّت آنكه خداوند سبحانه عادلتر از آنست كه شيطان را بر عقل بندهاش و يا بر بندهء مؤمنش مسلّط گرداند . » بتمامه محلّ اشكال و ايراد است :
هامش
- و انسان و بشر اسم عامّ و اسم جنس است براى نوع بنى آدم ؛ همينطور كلمهء ابليس اسم خاصّ و علم است براى رئيس شياطين و جنّيان ، و شيطان و جنّ اسم عامّ است براى آن نوع . در صدر آيه 50 ، از سورهء 18 : الكهف آمده است كه :وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ« و ياد بياور اى پيامبر ! زمانى را كه ما به فرشتگان گفتيم : به آدم سجده كنيد ، همگى سجده نمودند مگر ابليس كه او از جنّ بود و از فرمان پروردگارش سرپيچيد . » و در آيه 94 و 95 ، از سورهء 26 : الشّعرآء آمده است :فَكُبْكِبُوا فِيها هُمْ وَ الْغاوُونَ * وَ جُنُودُ إِبْلِيسَ أَجْمَعُونَ« در وقتى كه جهنّم براى گمراهان ظهور كند ، پس همهء معبودهاى باطل و همهء گمراهان به رو در آتش افتند ، و تمامى لشكريان ابليس نيز به رو در آتش افتند . »