نوعى از جنّ بوده باشند . و به ثبوت رسيده است كه آنها علّت و منشأ أكثر از امراض مىباشند . ما اين مطلب را در تأويل روايت وارده كه طاعون از وخز « 1 » جنّ ( تيرى كه به بدن اصابت بكند ولى در آن فرونرود ) است ، گفتهايم .
علاوه بر اين ، ما جماعت مسلمين به جهت تصحيح بعضى از روايتهاى آحاد ، نيازمند نيستيم در آنچه را كه علم ثابت كرده و اطبّاء مقرّر داشتهاند نزاعى كنيم ، يا چيزى را كه در علم دليلى براى آن نيست به جنّ نسبت دهيم ؛ زيرا كه به حمد الله تعالى قرآن مقام و منزلتش رفيعتر است از آنكه علم بتواند با آن معارضه نمايد . » « 2 »
[ شيطانزدگى إجمالا در مورد جنون متحقّق است ]
حضرت علّامه آية الله طباطبائى قدّس الله سرّه در تفسير اين آيه فرمودهاند : « تشبيهى كه در آيه به كار رفته است ( يعنى يتخبّطه الشّيطان من المسّ ) خالى از اين دلالت نيست كه : شيطانزدگى اجمالا در مورد جنون متحقّق است . زيرا اين آيه گرچه دلالت ندارد بر اينكه هر نوع از جنون ، ناشى از شيطانزدگى است ، و ليكن از اين اشعار نيز خالى نيست كه : بعضى از انواع جنون ، ناشى از مسّ نمودن شيطان است .
و همچنين آيه ، دلالت ندارد كه اين مسّ از فعل خود ابليس حاصل مىشود ؛ زيرا شيطان به معناى موجود شرور است كه هم بر ابليس گفته مىشود و هم بر مخلوقات شرور خواه از جنّ باشند و خواه از انسان ، و ابليس از جنّ است . « 3 » و علىهذا آنچه از آيه بطور متيقّن بدست مىآيد آنست كه : اگر براى همهء
هامش
( 1 ) - در « أقرب الموارد » در مادّهء وخز آورده است : و خزه يخزه وخزا : طعنه طعنة غير نافذة برمح أو إبرة أو غير ذلك .
( 2 ) - تفسير « المنار » ج 3 ، ص 95 و 96
( 3 ) - همانطوركه در قرآن كريم ، كلمهء آدم ، اسم خاصّ و علم است براى آدم أبو البشر ،