تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
خياليّه است و بس ، و در همهء حيوانات وجود دارد . انسانى كه همّش و غمّش براى پيدا كردن روابط مادّى و حلّ مسائل رياضى و تحقيق عميق در فيزيك و شيمى و فيزيك - شيمى و علوم زيست‌شناسى و جامعه‌شناسى و پزشكى از جهت بهداشت و حفظالصّحّهء بدن باشد ، و براى وصول به اين منظور مسافرت‌ها كند و قارّه‌ها را بپيمايد و دانشكده‌ها را سر زند و از دانش‌هاى آنجا بهره بگيرد و از كتابخانه‌ها استفاده كند ، همه و همه علوم خياليّه است كه با حيوانات شركت دارد . و تغيير وضع و شكل اين علوم در انسان ، حقيقتش را عوض نمىكند ؛ و آن را از صفّ حيوان متمايز نمىگرداند . « 1 » و بالأخره چون غايت و مقصد اين دانش‌ها ، كمال انسان و نفس ناطقهء وى نيست ، از همهء آنها مىتوان به علم آخور و شكم ياد كرد ، « 2 » همچنان‌كه مولانا
هامش
( 1 ) - مرحوم شيخ مرتضى مطهّرى شهيد رحمة الله عليه در كتاب « انسان كامل » ص 138 گويد : « كتابى از گاندى ترجمه شده است كه مجموعهء مقالات و نامه‌هائيست از گاندى بنام « اين است مذهب من » كتاب خوبى است به نظر من . او مىگويد : من از مطالعهء اپانيشادها به سه اصل پى بردم : 1 - تنها يك حقيقت وجود دارد و آن شناختن نفس است . 2 - هر كه خود را شناخت خدا را و ديگران را هم مىشناسد . 3 - فقط يك نيرو وجود دارد و آن نيروى تسلّط بر نفس است . و در شناختن نفس مىگويد : فرنگى دنيا را شناخته و خودش را نشناخته و چون خودش را نشناخته ، هم خودش را بدبخت كرده است و هم دنيا را . در اينجا انصافا عالى داد سخن مىدهد و بقدرى زيبا به دنياى فرنگ و غرب حمله مىكند . » ( 2 ) - شيخ طنطاوى در تفسير « جواهر » طبع دوّم سنهء 1350 هجريّهء قمريّه مطبعهء مصطفى البابى ، ج 23 ، ص 255 در تحت آيه 50 ، از سورهء 54 : القمر :وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِمطالبى از حكيم افلاطون و حكيم ارسطاطاليس و رواقيّون نقل مىكند و بالمناسبه مطلب را مىرساند به اينجا كه مىگويد : « استاد « سنتلانه » در كتاب « تاريخ الفلسفة العربيّة » با دستخطّ خود نوشته است : حكماى اروپا در فلسفه استاد نشدند و از دانش بهره‌اى