تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
هر چه بيرون است از ذاتت نيايد سودمند * خويش را كن ساز اگر امروز اگر فرداستى « 1 »
و حكيم سنائى چه مشروح گويد :
اى هواهاى تو هوىانگيز * وى خدايان تو خداى آزار ره رها كرده‌اى از آنى گم * عزّ ندانسته‌اى از آنى خوار علم كز تو تو را نه بستاند * جهل از آن علم به بود صد بار غول باشد نه عالم آنكه ازو * بشنوى گفت و نشنوى كردار ده بود آن نه دل كه اندر وى * گاو و خر باشد و ضياع و عقار كى درآيد فرشته تا نكنى * سگ ز در دور و صورت از ديوار ؟ افسرى كان نه دين نهد بر سر * خواهش افسر شمار و خواه افسار
هامش
( 1 ) - ميرفندرسكى قصيده‌اى دارد كه مجموعا چهل و يك بيت است ، اين قصيده بسيار عالى است و اوّلش اينست : چرخ با اين اختران ، نغز و خوش و زيباستى * صورتى در زير دارد آنچه در بالاستى صورت زيرين اگر با نردبان معرفت * بر رود بالا همان با اصل خود يكتاستى