تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
و الأشعار العربيّة . قال : فقال النّبىّ صلّى الله عليه [ و آله ] و سلّم : ذاك علم لا يضرّ من جهله ، و لا ينفع من علمه . ثمّ قال النّبىّ صلّى الله عليه [ و آله ] و سلّم : إنّما العلم ثلاثة : آية محكمة ، أو فريضة عادلة ، أو سنّة قائمة ؛ و ما خلاهنّ فهو فضل . « 1 » « رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم داخل مسجد شدند ، كه ديدند گروهى از مردم گرداگرد مردى را گرفته‌اند و به دور او جمع شده‌اند . حضرت گفتند : اين چيست ؟ ! گفتند : علّامه است . حضرت گفتند : علّامه چيست ؟ ! گفتند : داناترين مردم است به انساب عرب و تاريخ و وقايع آنها ، و به جرياناتى كه در عصر جاهليّت واقع شده است ، و به اشعار عرب . حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام گفتند : در اين حال رسول خدا
هامش
( 1 ) - « اصول كافى » طبع مطبعهء حيدرى ، ج 1 ، ص 32 ، حديث 1 از كتاب فضل العلم . و محدّث جليل فيض كاشانى در كتاب « المحجّة البيضاء » ج 1 ، ص 28 و 29 روايت نموده است و مجلسى در « بحار الأنوار » طبع كمپانى ، ج 1 ، ص 65 و 66 ، از « امالى صدوق » و « معانى الأخبار » و « سرائر » و « غوالى ؟ ؟ اللآلي » روايت كرده است و شرحى در پيرامون آن به همان نهجى كه در « مرآة العقول » ذكر كرده است ، آورده است . و غزالى در « إحياء العلوم » ج 1 ، ص 27 ذكر نموده است . و در ص 28 نيز از رسول اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم روايت كرده است كه فرمود : إنّ من العلم جهلا و إنّ من القول غيّا . « بعضى از انواع علم ، جهل است ، و برخى از اقسام كلام ، گمراهى است . » و اين معنى عميق‌ترى را مىرساند زيرا روايت اوّل فقط اين را مىرساند كه : سائر علوم نفعى براى داننده و ضررى براى غير دانندهء آن ندارد ؛ ولى اين روايت براى بعضى از علوم عنوان جهل و براى برخى از سخنان عنوان ضلالت و گمراهى داده است .