صلّى الله عليه و آله و سلّم گفتند : اين علمى است كه با نداشتنش كسى را ضررى نمىرسد ؛ و با داشتنش كسى را منفعتى عائد نمىگردد .
و پس از آن رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم گفتند : علم منحصر در سه چيز است : آيه محكم و يا فريضهء عادل و يا سنّت قائم ؛ و غير از اين سه چيز هر چه باشد زيادى است . » مجلسى رضوان الله عليه در « مرآة العقول » در شرح اين حديث گويد :
اينكه رسول خدا گفتند : ما هذا ؟ و نگفتند : من هذا ؟ به جهت تحقير و يا پست شمردن و تأديب او بوده است .
و اينكه گفتند : ما العلّامة ؟ يعنى حقيقت علم وى كه بدان جهت متّصف به علّامه شده است ، چيست ؟ ! و كدام نوع از انواع علّامه است ؟ و تنوّعش به اعتبار انواع صفت علم است ؛ و حاصل آنكه : معناى علّامهاى را كه شما گفتهايد ، و بر وى اطلاق اين عنوان را نمودهايد كدام است ؟ ! آنگاه مجلسى در شرح معناى اين سه امر مىپردازد ، و در ملخّص و محصّل آن مىگويد : . . . يا اينكه مراد به آيه محكمه براهين عقليّه بر اصول دين است كه از قرآن استنباط شده است ، چون محكم است و با شكوك و شبهات زائل نمىشود ، و مراد از فريضه بقيّهء احكام واجبات است ، و مراد به سنّت احكام مستحبّات ؛ چه آنكه از قرآن اخذ شود و يا از غير آن . زيرا كه محكم در مقابل متشابه است . و آيه محكمه به آيهاى گويند كه در دلالت بر مراد نياز به تأويل ندارد ؛ و عقائد و اصولى كه چنين بوده باشند إحكام و استحكام دارند . و امّا علّت آنكه فريضه يعنى واجب را به صفت عادله توصيف كرده است براى آنست كه از كتاب و سنّت بطور مساوى بدون جور و حيف اخذ شده است . « 1 »
هامش
( 1 ) - « مرآة العقول » طبع حروفى ، ج 1 ، ص 102 و 103 ؛ و گويد : « ابن أثير در