تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
و گفته شده است : كسى كه قصدش اين باشد كه جميع اقسام علم را فراگيرد ، طبيعت و سرشتش را كوچك شمرده است ، و مردم را بر ضعف عقل و درايت و كردارش ، آگاه ساخته است . « 1 » شاعر گويد : تو همه را ياد گرفتى و حتّى از سگها عوعويشان را آموختى ! سوگند به عمر خودم كه در طلب دانش اسراف كرده‌اى ! » عجيب است كه عين اين مطلب از اينشتين نقل شده است ؛ و معلوم نيست كه از جهت توارد خاطر و افكار بوده است ، و يا اينشتين از كتاب راغب اخذ كرده است ؟ ! او مىگويد : خواندن زياد قوّهء ابتكار را از عقل پس از سنّ معيّنى سلب مىكند . هركس در خواندن افراط ، و بر فكر خود كمتر اعتماد كند ، فكرش گرفتار عجز و كسالت مىگردد . « 2 »
هامش
( 1 ) - در « سفينة البحار » ج 2 ، در باب علم ، ص 219 از روضهء « بحار الأنوار » باب 25 ( ضه كه ) ص 206 از كتاب « أعلام الدّين » نقل كرده است از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام كه فرمود : أولى العلم بك ما لا يصلح لك العمل إلّا به . و أوجب العمل ( العلم ظ ) عليك ما أنت مسئول عن العمل به . و ألزم العلم لك ما دلّك على صلاح قلبك و أظهر لك فساده . و أحمد العلم عاقبة ما زاد فى علمك العاجل ؛ فلا تشغلنّ بعلم ما لا يضرّك جهله ، و لا تغفلنّ عن علم ما يزيد فى جهلك تركه . « ياد گرفتن آن علمى براى تو سزاوارتر است كه عمل صالح تو بدان بستگى دارد . و آموختن آن علمى براى تو واجب‌تر است كه تو دربارهء به كار بستن آن مورد مؤاخذه و پرسش قرار گيرى . و دانستن آن علمى براى تو لازم‌تر است كه تو را بر پاكى و صلاح دلت رهنمون گردد و تباهى و فسادش را به تو نشان دهد . و عاقبت آن علمى پسنديده‌تر است كه بر علم فعلى تو بيفزايد ؛ بنابراين خودت را مشغول مكن به علمى كه ندانستن آن به تو ضررى نمىرساند ، و غفلت منما از فراگيرى علمى كه در ترك آن بر جهالتت افزوده مىگردد . » ( 2 ) - كتاب « دو فيلسوف شرق و غرب » دانشمند مكرّم حسينعلى راشد ، ص 117 ،