هامش
- متحرّك نيست ؛ علم مديون تمدّن و فرهنگ اسلامى است به بيش از اين مقدار ؛ چرا كه يونانيان طرقى را ابداع نموده راههائى را گشودند و احكام و مسائلى را تعميم دادند ، و ليكن راههاى تحقيق و جمعآورى علوم تجربى و تدوين آنها و روشهاى دقيق علمى و ملاحظهء تفصيلى عميق و بحث و فحصهاى تجربى ، تمام اينها از مزاج علوم يونانى ، غريب بودهاند .
آنچه را كه ما علم مىناميم و در اروپا ظاهر شد ، نتيجهء روح تازهاى است در بحث و تحقيق . و نتيجهء طرق جديدهاى است در استقصاء و تتبّع كه همان طريقهء تجربه و ملاحظه و قياس است . و نتيجهء تطوّر و دگرگونى علوم رياضى است به صورتى كه يونان آن را نشناخته بود .
و اين روح ، و اين مناهج را عرب داخل جهان اروپا نمود . » يا همچنانكه مستشرق معاصر : برنارد لويس مىگويد : اروپاى قرون وسطى ، دين دو چندانى را به معاصرين عرب خود متحمّل شد . ايشان بودند كه واسطهء در انتقال جزء كبيرى از آن ميراث گرانقيمت كه به اروپا منتقل شد بودند .
همانطوركه اروپا از عرب آموخت طريقهء تازهء قرار دادن عقل و انديشه را بر فراز قدرت ، و طريقهء وجوب بحث مستقلّ و تجربه را . و اين دو امر مهمّ و دو اساس ، سهميّهء بزرگى داشتند در پشت سر گذاردن قرون وسطى ، و إعلام به عصر نهضت .
راجر بيكن چنان تحت تأثير منهج عربى و رفض منهج ارسطوئى كه سيطره بر انديشه اروپائى نموده بود ، از جهت فساد در بعضى استنتاجاتى كه در علوم طبيعى دستگيرش شده بود ، قرار گرفت كه مىگويد :fithadmywayL Ishouldburnal lbooksofA ristotleforthestudy ofthemC anLead toaLossoftime،produceerror،increaseignorance .و عربىاش اينست : لو اتيح لى الأمر لأحرقت كلّ كتب أرسطو . لأنّ دراستها يمكن أن تؤدّى إلى ضياع الوقت و الوقوع فى الخطاء و نشر الجهالة .
« اگر قدرت دست من بود ، جميع كتابهاى ارسطو را مىسوزاندم ، زيرا كه تعليم و تعلّم آن ممكن است به ضايع شدن وقت ، و وقوع در خطا ، و انتشار جهالت منجرّ گردد . »