تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
باشند . و آن شواهدى كه به وقوع پيوسته است و دلالت بر تدريج دارد ، فقط در تغيير نوع واحد است در انتقال صفتى در آن به صفت ديگرى ، به‌طورىكه از اصل نوعيّتش آن را خارج نمىكند ؛ و مدّعا بر خلاف اينست . آنچه مسلّم است آنست كه اين نشئه و جهان حيات ، داراى مراتب متفاوتى است ، از جهت كمال و نقص ، و شرف و پستى . و بلندترين مرتبهء آن ، حيات انسانيّت است ، و سپس حيات موجودى كه پهلوى انسان است ، و پس از آن شبيه‌تر و همچنين شبيه‌تر . و امّا اينكه اين اختلاف از ناحيهء تبدّل هر نوعى از نوع مجاورش كه اكمل بوده است تحقّق يافته باشد ، اين دليل بر سبيل استنتاج ، توان آن را ندارد كه اين نتيجه را بدهد . آرى موجب حدس و پندار غير يقينى مىشود . و بنابراين ، قول و عقيدهء به تبدّل انواع بواسطهء تطوّر ، فرضيّه‌اى است حدسى و پندارى كه امروزه علوم طبيعيّه مبتنى بر آنست . و ممكن است كه اين فرضيّه به علّت پيشرفت در علوم و گسترش ابحاث آن ، به فرضيّهء مخالفش و به نظريّهء مقابلش تغيير پذيرد . » « 1 »

[ ردّ بىاساس مؤلّف « خلقت انسان » گفتار استاد را در نظريّهء تبدّل انواع ]

مؤلّف كتاب « خلقت انسان » در پاسخ اين بيان گفته‌اند : « در جواب اين اظهار نظر دو مطلب را متذكّر مىشويم : اوّلا : نمونه‌ها و شواهدى از علوم زيستى و زمين‌شناسى امروز را كه ما در بخش اوّل كتاب « خلقت انسان » براى مزيد اطّلاع افرادى كه به اين قبيل مباحث آشنائى ندارند ذكر نموده‌ايم ، جزئى از كلّ و عشرى از أعشار مثالها و مواردى است كه در هريك از رشته‌هاى علوم مذكور ، به بحث گذاشته و به تجربه رسانيده‌اند .
هامش
( 1 ) - « الميزان فى تفسير القرءان » ج 16 ، ص 272 و 273