[ ردّ علّامهء طباطبائى ( قدّه ) بر مؤلّف كتاب « خلقت انسان » در نظريّهء تبدّل انواع ]
حضرت استاد قدّس الله سرّه پس از بحث كافى كه در پيرامون اين مسئله در جلد چهارم ، همانطوركه به مقدارى از آن بهرمند شديم ؛ گويا به كتاب « خلقت انسان » « 1 » دست يافته و مطالب آن را كه مؤلّفش اصرار بر اثبات تبدّل در انواع دارد و بر آيات قرآنى استناد جسته است ، همه را مردود شمرده و در جلد شانزدهم در طىّ بحثى به عنوان كلام فى كينونة الإنسان الاولى « 2 » ( گفتار در طريقهء اوّلين پيدايش انسان ) ضمن شش صفحه بحث ، بدون اشارهاى به نام كتاب و مؤلّف آن ، تمام مطالبش را ردّ كردهاند .
و همين موجب شده است كه مؤلّف آن ، چندين صفحهء الحاقى به نام « بحث و توضيح اضافى » به آخر كتاب خود ضميمه نموده ، تا به نظر خود پاسخى از ردّيّهء حضرت استاد داده باشد .
حقير طىّ بحث گذشته استدلال نمودم كه : آيات قرآن ، بر نهج تفسير و بيان حضرت استاد درست بوده ؛ و مطالب كتاب « خلقت انسان » از نقطهء نظر استدلالهاى قرآنى ، نادرست است .
اينك نيز به بعضى از گفتارهاى استاد در اين مجلّد از تفسير استناد جسته ، و ردّش را از كتاب « خلقت انسان » مىآوريم ؛ آنگاه نظريّهء خود را عرضه مىداريم تا معلوم شود : درستى كلام استاد ؛ و نادرستى كلام مؤلّف .
حضرت استاد فرمودهاند : « و امّا گفتار به اينكه اين نسل منتهى مىگردد از طريق توالد به دو فرد از انسانى كه به كمال فكرى كامل بودهاند ، و از آنجا آن دو فرد منشعب و منفصل مىگردند بواسطهء تطوّر ، از نوع ديگرى از انسان كه
هامش
( 1 ) - كتاب « خلقت انسان » تأليف دكتر يدالله سحابى ، چاپ دوازدهم ( آبان ماه 1360 هجرى شمسى ) طبع شركت سهامى انتشار
( 2 ) - « الميزان فى تفسير القرءان » ج 16 ، ص 269 تا ص 274