تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
و اين را به نظر خود دليل بر نشو و ارتقاء ، و تكامل انسان از سلّول واحد موجود در اوّل خلقت بشمار مىآورد . و ضمن بحث طولانى ، و تشبّث به مطالبى كه از جهت فنّ ادب و عربيّت و برهان ، استوار نيست مىخواهد تكامل را نتيجه بگيرد . « 1 » اين استدلال نيز با غفلت از عبارت ثمّ جعلناه مىباشد . و بنا بر آنچه ما در اين بحث از حضرت استاد علّامه آورديم ، معلوم شد كه استدلال ايشان پايه‌اى ندارد . رمز تفسير صحيح از اين آيه ، توجّه كردن به جعلنا است ؛ همان‌طوركه رمز تفسير صحيح از آيه قبل توجّه كردن به لفظ نسل است كه آن را عطف بر خلقت اوّلى انسان آورده است : ثمّ جعل نسله من سللة من مّاء
هامش
- رابعا : از معناى ثمّ كه ايشان براى تراخى آن هم با فاصله‌هاى مديد زمانى و ميليونها سال گرفته‌اند و بر اين اساس آيهثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍرا بر نظريّهء تبدّل انواع شاهد آورده‌اند ، از ايشان مىپرسيم : در اين آيه چه مىگوئيد :أَ لَمْ نَخْلُقْكُمْ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ * فَجَعَلْناهُ فِي قَرارٍ مَكِينٍ؟ ! اينجا كه با ثمّ نيامده است ! و محصّل مطلب آنست كه : با اين دليل‌هاى واهى كه در لسان عربيّت نواقض بىشمارى براى آن مىتوان جست ، نمىتوان در تفسير آيات قرآن دست يازيد . با آنكه ثمّ و فاء معانى دگرى دارند . حضرت علّامه قدّس الله سرّه در « الميزان » ج 15 ، ص 19 دربارهء ثمّ و فاء در آيه 13 و 14 از سورهء مؤمنون :ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ * ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَكه همين آيات مورد بحث ماست ، فرموده‌اند : « در جهت اختلاف كلمهء ثمّ و كلمهء فاء كه در اين آيات آمده است ، اين‌طور گفته شده است كه : آن چيزهائى كه با ثمّ عطف شده است بينونت كامل با معطوف عليه خود دارد ؛ مثلثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً،ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً،ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ .و آن چيزهائى را كه به آن درجه از بينونت نيست با فاء عطف كرده است ؛ مثلفَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً . »( 1 ) - « خلقت انسان » ص 140 تا ص 143