« و امر ما نيست مگر واحد ، مثل اندازهء يك چشم بر هم نهادن . » و روى اين بيان كلمهء فيكون با كلمهء كان هيچ تفاوتى ندارد . و كلمهء كن دلالت دارد بر آنكه خداوند در آفرينش اشياء نيازى به اسباب ندارد ، تا كيفيّت حال آن چيزى را كه مىخواهد بيافريند ، نسبت به ذات اقدسش به امكان و استحاله ، و آسانى و سختى ، و قرب و بعد ( بواسطهء اختلاف اسباب و عللى كه در ايجاد آن چيز دخالت دارند ) اختلاف پذيرد .
آن چيزى را كه خداوند بخواهد و اراده كند ؛ بگويد : كن ، كان . يعنى تحقّق و وجود خارجى پيدا كرده است ، بدون احتياج به اسباب عادى كه در پيدايش آن دخالت داشته باشند .
اين آيه از دو جهت صراحت بر خلقت آدم بو البشر از خاك دارد ، كه بطور دفعى و اعجازى بدون رابطهء تناسلى از راه پدر و مادر بوجود آمده است :
جهت اوّل : از نقطهء نظر معنى و مفهوم خود آيه . زيرا وجه تشبيه عيسى به آدم در اين كريمهء مباركه ، فقط جملهء خلقه من تراب است . ( آدم را از خاك آفريد . ) و چون مىدانيم كه عيسى بطور دفعى از خاك خلق نشده است ، و خداوند ابتداء مجسّمهاى از وى نساخته تا بواسطهء دميدن از روح خود در آن بواسطهء كلمهء كن متكوّن گردد و بوجود آيد ، بلكه مادرش حضرت مريم عليها السّلام او را به طريق طبيعى و حامله شدن در شكم و درد مخاض زائيده است ؛ بنابراين حتما و مسلّما تشبيه به آدم در خلقت خاكى وى ، لازم لا ينفكّ خلقت از خاك دفعة مىباشد كه بدون پدر بودن است .
يعنى عيسى هم در اين خلقت استثنائى و بدون پدر خلق شدن ، همانند آدم است كه از خاك خلق شد و داراى پدر نبود . و با امر حتمى و كلمهء كن هر دو آفريده شدند و پا به منصّهء ظهور نهادند .
جهت دوّم : احتجاج و استشهاد قرآنست با اين آيه ، در ردّ نصارى كه
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 122
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٢٢